هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از عشق نافرجام و غمهای زندگی است. شاعر از ضعف جسمانی و روحی خود میگوید و وفاداری بیپایانش را به معشوق اعلام میکند. او از روزگار سیاه و ناملایمات شکایت دارد و نگران است که صدایش دیگر شنیده نشود. در نهایت، معشوق او را با خنده رد میکند و شاعر را ناامید میگذارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲ - چنان به سوخت شرار غم تو جان مرا
چنان به سوخت شرار غم تو جان مرا
که باد می نبرد مشت استخوان مرا ۱
تنم ز ضعف چنان شد که کهر با یک دم
چون کاه جذب کند جسم ناتوان مرا ۲
حدیث مهر و وفای تو کم نخواهم کرد
چون شمع گر ببری هر نفس زبان مرا ۳
در این چمن منم ای مرغ کز سیه روزی
نخست برق فنا سوخت آشیان مرا ۴
مکن به بلبل زار این قدر ستم ترسم
روم ز باغ و دگر نشنوی صدای مرا ۵
اگرچه در طلبش جا ندهم خوشم که به دهر
نشان نداد کس آن یار بینشان مرا ۶
به خنده گفت برو (صامتا) فسانه مخوان
هزار همچو تو نتوان کشد کمان مرا ۷
که باد می نبرد مشت استخوان مرا ۱
تنم ز ضعف چنان شد که کهر با یک دم
چون کاه جذب کند جسم ناتوان مرا ۲
حدیث مهر و وفای تو کم نخواهم کرد
چون شمع گر ببری هر نفس زبان مرا ۳
در این چمن منم ای مرغ کز سیه روزی
نخست برق فنا سوخت آشیان مرا ۴
مکن به بلبل زار این قدر ستم ترسم
روم ز باغ و دگر نشنوی صدای مرا ۵
اگرچه در طلبش جا ندهم خوشم که به دهر
نشان نداد کس آن یار بینشان مرا ۶
به خنده گفت برو (صامتا) فسانه مخوان
هزار همچو تو نتوان کشد کمان مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱ - آتش عشق کنون سوخت دیگر پیکر ما
گوهر بعدی:شماره ۳ - تا به خاک قدمت روی نیاز است مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.