هوش مصنوعی:
شاعر خود را پیر و وابسته به خرابات (محل عیاشی و مینوشی) میداند و طبیعتش را جز می و معشوق نمیشناسد. او از زهد ریاکارانه زاهدان انتقاد میکند و معتقد است رحمت خداوند مهمتر از گناهان بندگان است. شاعر عشق را پیچیده و ناشناخته میداند و خرابات را مکانی با ارزش و پر از کمال میپندارد که بسیاری قدر آن را نمیدانند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به مینوشی و خرابات ممکن است برای مخاطبان جوانتر مناسب نباشد.
شماره ۹۰۵ - غلام پیر خراباتم و طبیعت او
غلام پیر خراباتم و طبیعت او
که نیست جز می و شاهد حریف صحیت او ۱
در آن زمان که نن ماه غبار خواهد بود
نشسته باشم بر آستان خدمت او ۲
چو نیست در کف زاهد بضاعت اخلاص
چه فسق و معصیت ما چه زهد و طاعت او ۳
مپوش رخ زمن ای پارسا بعیب گناه
گناه بنده چه بینی نگر به رحمت او ۴
هزار بار خرد کرد حل نکته عشق
هنوز هیچ ندانست از حقیقت او ۵
به هیچ قبله نباید فرو سر او باش
زهی مراتب رند و علو عمت او ۶
کمال خاک خرابات جوهریسته شریف
که هر کسی نشناسند قدر و قیمت او ۷
که نیست جز می و شاهد حریف صحیت او ۱
در آن زمان که نن ماه غبار خواهد بود
نشسته باشم بر آستان خدمت او ۲
چو نیست در کف زاهد بضاعت اخلاص
چه فسق و معصیت ما چه زهد و طاعت او ۳
مپوش رخ زمن ای پارسا بعیب گناه
گناه بنده چه بینی نگر به رحمت او ۴
هزار بار خرد کرد حل نکته عشق
هنوز هیچ ندانست از حقیقت او ۵
به هیچ قبله نباید فرو سر او باش
زهی مراتب رند و علو عمت او ۶
کمال خاک خرابات جوهریسته شریف
که هر کسی نشناسند قدر و قیمت او ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۴ - سرخوش است ای پسر مرا باتو
گوهر بعدی:شماره ۹۰۶ - گر تیر کشی از طرف غمزة جادو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.