هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای خود میگوید و از بیپناهی و درماندگی خود سخن میراند. او از بیتوجهی دیگران به دردهایش شکایت دارد و از رقیب و هواداران بیوفا گله میکند. همچنین، از زیباییهای طبیعت و ناپایداری دنیا یاد میکند و با زبانی غمگین و دردآلود، احساسات خود را بیان مینماید.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۹۷۱ - ای دل این بیچارگی و مستمندی تا یکی
ای دل این بیچارگی و مستمندی تا یکی
چون نداری روی درمان دردمندی تابکی ۱
بر دل پرخون من بگریست امشب چشم جام
شمع مجلس را بگو کاین هرزه خندی تابکی ۲
از هواداران ما و تو چو مستغنی است یار
ای رقیب این چاپلوسی و لوندی تابکی ۳
پیش قد بارهای سرو سهی شرمی بدار
در چمن با پای چوبین سر بلندی تابکی ۴
با تو خود را کرد مانندی گل از باد هوا
گفت در رویش صبا کاین خود پسندی تابکی ۵
غمزه جادویت از ما چند پوشاند نظر
عالمی کردی مسخر چشم بندی تابکی ۶
گونیم هردم که بیرون شو کمال از شهر ما
این سمرقندی گریهای خجندی تابکی ۷
چون نداری روی درمان دردمندی تابکی ۱
بر دل پرخون من بگریست امشب چشم جام
شمع مجلس را بگو کاین هرزه خندی تابکی ۲
از هواداران ما و تو چو مستغنی است یار
ای رقیب این چاپلوسی و لوندی تابکی ۳
پیش قد بارهای سرو سهی شرمی بدار
در چمن با پای چوبین سر بلندی تابکی ۴
با تو خود را کرد مانندی گل از باد هوا
گفت در رویش صبا کاین خود پسندی تابکی ۵
غمزه جادویت از ما چند پوشاند نظر
عالمی کردی مسخر چشم بندی تابکی ۶
گونیم هردم که بیرون شو کمال از شهر ما
این سمرقندی گریهای خجندی تابکی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۰ - ای درد درون جان چه باشی
گوهر بعدی:شماره ۹۷۲ - ای دهان تو قند و لب همه می
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.