هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از ناراحتی و جفای معشوق سخن میگوید. شاعر از بیوفایی و بیتوجهی معشوق شکایت کرده و بیان میکند که با وجود رنج و غم فراوان، معشوق حتی به اندازهای هم دلداری و همدردی نکرده است. همچنین، اشارهای به نالههای بلبل و وصل گل دارد و از ظلم و بیرحمی معشوق مینالد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و رنج نیاز به درک بالاتری از روابط انسانی دارند.
شماره ۹۹۵ - به باران کهن یاری نکردی
به باران کهن یاری نکردی
جفا کردی وفاداری نکردی ۱
خورم گفتی غم تو تو بزی شاد
مرا غم کشت و غمخواری نکردی ۲
دلم پیوسته میداری بر آتش
بمن زین بیش دلداری نکردی ۳
دلا از ناله بلبل وصل گل یافت
چرا زاری بدین زاری نکردی ۴
بچشم گرچه ماند از ظلم وخون ریز
که زیر طاق زنگاری نکردی ۵
کسی در حال صحت خون کند کم
تو خود در عین بیماری نکردی ۶
کمال آن چشم شوخ از خود میازار
چو هرگز مردم آزاری نکردی ۷
جفا کردی وفاداری نکردی ۱
خورم گفتی غم تو تو بزی شاد
مرا غم کشت و غمخواری نکردی ۲
دلم پیوسته میداری بر آتش
بمن زین بیش دلداری نکردی ۳
دلا از ناله بلبل وصل گل یافت
چرا زاری بدین زاری نکردی ۴
بچشم گرچه ماند از ظلم وخون ریز
که زیر طاق زنگاری نکردی ۵
کسی در حال صحت خون کند کم
تو خود در عین بیماری نکردی ۶
کمال آن چشم شوخ از خود میازار
چو هرگز مردم آزاری نکردی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۴ - به مجلسی که بمستان ز لب شراب دهی
گوهر بعدی:شماره ۹۹۶ - تا خلوت دل خالی از اغیار نیابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.