هوش مصنوعی: شاعر از درد عشق و رنجی که متحمل شده است سخن می‌گوید و از بی‌خبری معشوق از این رنج‌ها شکایت دارد. او از زهرخندی که معشوق به او می‌زند و از جام عشق که خاکش ستم است، می‌نالد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌هایی مانند 'زهرم دهی' و 'خونین جگر' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

شماره ۱۱۳ - دل می بری و خبر نداری که چه شد

دل می بری و خبر نداری که چه شد
زهرم دهی و به رو نیاری که چه شد ۱

در ساغر بوالهوس که خاکش ستم است
خونین جگر مرا فشاری که چه شد؟ ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - در ماتم تو، ملک و ملک شیون کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - دل در غم هجر، بی قراری هاکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.