هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از عشق نافرجام و جدایی از معشوق است. او با تصاویری مانند خاک شدن تن، طوفان گریه، اشک‌های فراوان و جراحت‌های سینه و دل، عمق رنج خود را نشان می‌دهد. با وجود این همه درد، شاعر هنوز امید به وصال یار دارد، اما اطرافیان از رنج او بی‌خبرند و گمان می‌برند او فردی عاقل و فارغ است.
رده سنی: 18+ این شعر دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، تصاویر و مفاهیم به کار رفته مانند درد، رنج، و هلاکت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و نامناسب باشد.

شماره ۴۲ - مردم من و محبّت تو در دلم هنوز

مردم من و محبّت تو در دلم هنوز
تن خاک گشت و بوی وفا در گلم هنوز ۱

طوفان گریه خانۀ عمرم خراب کرد
همسایه در شکنجه دود دلم هنوز ۲

غرق محیط اشکم و از شوق وصل یار
فارغ چنان نشسته که در ساحلم هنوز ۳

خوش رفته کاروان و به منزل فکنده رخت
چشم امید در پی این مَحملم هنوز ۴

در سینه صد جراحت و در دل هزار چاک
بیچاره از هلاکت خود غافلم هنوز ۵

آهم شرر به خرمن پروین و مَه فکند
آگاه نیست یار ز سوز دلم هنوز ۶

ملک وجود جمله به یغمای عشق رفت
مردم گمان کنند که من عاقلم هنوز ۷

بر پای مرغ روح به صد حیله رشته ای
از عمر بسته منتظر قاتلم هنوز ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱ - ما ندیدیم به جز چشم تو خونخوار دگر
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - بگیرم خون پاک تاک ازین پس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.