۲۸۵ بار خوانده شده

شمارهٔ ۵۳

ای غمت سرمایۀ سودای دل
شد زیان و سود تو یغمای دل

شمعی از رخسار خویش افروختی
سوختی پروانه سان پرهای دل

گرچه با دلدار دل را فرق نیست
نیست آن دلدار را پروای دل

غوطه ها خوردیم تا آمد به دست
گوهری رخشنده از دریای دل

در صدف تا چند میمانی نهان
ای درخشان لولوء لالای دل
اگر سوالی داری، اینجا بپرس.
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۲
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۴
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.