هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید خود سخن میگوید. او از آتش عشق و رنجهای آن مینالد، اما در عین حال به عشقش وفادار است. شاعر تأکید میکند که بردهوار تسلیم معشوق است و حتی حاضر است چشمهایش را زیر پای او قربانی کند. با این حال، او خود را بیخانمان نمیداند، چرا که در محله معشوق خانهای خراب دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه پیچیده و استعارههای ادبی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد. همچنین، برخی تصاویر مانند «کباب شدن» یا «قربانی کردن چشمها» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۲ - ز من دل برده بود آتشعذار تیزمژگانی
ز من دل برده بود آتشعذار تیزمژگانی
به صد جلدی برون آوردم از چنگش کباب اما ۱
نبوسیده کسی در بندگی غیر از عنان دستش
به پایش میگذارد دیده را گاهی رکاب اما ۲
از آن بیخانمانها نیستم قصاب تا دانی
به کوی دوست من هم خانهای دارم خراب اما ۳
به صد جلدی برون آوردم از چنگش کباب اما ۱
نبوسیده کسی در بندگی غیر از عنان دستش
به پایش میگذارد دیده را گاهی رکاب اما ۲
از آن بیخانمانها نیستم قصاب تا دانی
به کوی دوست من هم خانهای دارم خراب اما ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱ - چون به کف گیری ز بهر امتحان آیینه را
گوهر بعدی:شماره ۳ - به سوی ما گهی دلدار میآید به جنگ اما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.