هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان غم و اندوه از نابودی و ستمهایی که بر شخصیتهای برجسته و نمادهای خوبی و زیبایی رفته است، میپردازد. در آن از بلندای سرو، نخل طوبی، آئینه حق نما، خورشید خاور، ماه بنی هاشمی و دیگر نمادها یاد شده که به ناگاه نابود یا آسیب دیدهاند. شاعر از ستم پیشگان و بیدادگریها شکایت دارد و از جدا شدن از یکتاپرستی و فضایل اخلاقی مانند سخاوت و دریا دلی ابراز تأسف میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عمیق عرفانی، اجتماعی و انتقادی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۲ - فی رثاء ابی الفضل العباس سلام الله علیه
برادر چه آخر ترا بر سر آمد
که سرو بلند تو از پا در آمد ۱
چه شد نخل طوبی مثال قدت را
که یکباره بی شاخ و برگ و بر آمد ۲
چه از تیشۀ این ستم پیشه مردم
بشاخ گل و نو نهال تر آمد ۳
دریغا که آئینۀ حق نما را
بسی زنگ خون بر رخ انور آمد ۴
چه خورشید خاور بخون شد شناور
مهی کز فروغ رخش خاور آمد ۵
ندانم که ماه بنی هاشمی را
چه بر سر از این قوم بد اختر آمد ۶
ز سیردار رحمت سری دید زحمت
که تاج سر هر بلند افسر آمد ۷
دریغا که عنقاء قاف قدم را
خدنگ مخالف ببال و پر آمد ۸
دو دستی جدا شد ز یکتاپرستی
که صورتگر نقش هر گوهر آمد ۹
کفی از محیط سخاوت جدا شد
که قلزم در او از کفی کمتر آمد ۱۰
دریغا که دریا دلی ز آب دریا
برون با درونی پر از اخگر آمد ۱۱
عجب درّ یکدانۀ خشگ لعلی
ز دریا برون با دو چشم تر آمد ۱۲
ز سوز عطش بود دریای آتش
دهانی که سرچشمۀ کوثر آمد ۱۳
دریغا که آن رایت نصرت آیت
نگون سر ز بیداد یکصرصر آمد ۱۴
که سرو بلند تو از پا در آمد ۱
چه شد نخل طوبی مثال قدت را
که یکباره بی شاخ و برگ و بر آمد ۲
چه از تیشۀ این ستم پیشه مردم
بشاخ گل و نو نهال تر آمد ۳
دریغا که آئینۀ حق نما را
بسی زنگ خون بر رخ انور آمد ۴
چه خورشید خاور بخون شد شناور
مهی کز فروغ رخش خاور آمد ۵
ندانم که ماه بنی هاشمی را
چه بر سر از این قوم بد اختر آمد ۶
ز سیردار رحمت سری دید زحمت
که تاج سر هر بلند افسر آمد ۷
دریغا که عنقاء قاف قدم را
خدنگ مخالف ببال و پر آمد ۸
دو دستی جدا شد ز یکتاپرستی
که صورتگر نقش هر گوهر آمد ۹
کفی از محیط سخاوت جدا شد
که قلزم در او از کفی کمتر آمد ۱۰
دریغا که دریا دلی ز آب دریا
برون با درونی پر از اخگر آمد ۱۱
عجب درّ یکدانۀ خشگ لعلی
ز دریا برون با دو چشم تر آمد ۱۲
ز سوز عطش بود دریای آتش
دهانی که سرچشمۀ کوثر آمد ۱۳
دریغا که آن رایت نصرت آیت
نگون سر ز بیداد یکصرصر آمد ۱۴
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۴
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱ - فی مدح ابی الفضل العباس و رثائه سلام الله علیه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳ - فی رثاء ابی الفضل العباس سلام الله علیه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.