هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بازگشت یاران به وطن میپردازد و حالات عاطفی و غمانگیز آنها را توصیف میکند. در این شعر، از عناصر طبیعت مانند رعد، باران، لاله و شمع برای بیان احساسات استفاده شده است. همچنین، به مصائب و رنجهای یاران اشاره میشود و از شخصیتهای مقدسی مانند حسین(ع) و بانوان نبوت یاد میشود. شعر پر از تصاویر غمانگیز و حماسی است و به موضوعاتی مانند شهادت، دوری از وطن و رنجهای عاطفی میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و حماسی است و ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر غمانگیز و توصیفات شدید مانند 'تن غرقۀ لجۀ خون' ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شمارهٔ ۱ - فی رجوع الحرم الی المدینه الطیبه
به سوی وطن بازگشتند یاران
خروشان چه رعد، اشکباران چه باران ۱
چه لاله فروزان و چون شمع سوزان
ز داغ غم و دوری گلعذاران ۲
چمن شد پر از قمری شورش انگیز
بر آمد ز گلشن نوای هزاران ۳
نوای حجازی ز هر سو بپا شد
ز شور عراقیّ آن سوگواران ۴
گروهی اسیر غم نوجوانان
گروهی زمین گیر آن شهسواران ۵
بلعید، پرورده هر یک جوانی
ولی شام شد صبح امیدواران ۶
چه بر آستان رسالت رسیدند
ز کف شد قرار دل بی قراران ۷
چه برگ خزان ریخته از چپ و راست
باشک روان همچه ابر بهاران ۸
بسر بسکه خاک مصیبت فشاندند
حرم گشت چون کلبۀ خاکساران ۹
مهین بانوی خلوت کبریائی
بگفت ای سر و سرور تاجداران ۱۰
ز کوی حسین تو دارم پیامی
که برده است هوش از سر هوشیاران ۱۱
لبش خشک و تن غرقۀ لجۀ خون
سرش روی نی رهبر رهسپاران ۱۲
پس از زخم های فراوان کاری
نگویم چه کردند آن نابکاران ۱۳
به پیرامنش نونهالان نامی
چگویم ز جانان و آن جان نثاران ۱۴
گر از بانوان نبوت بگویم
دل سنگ گرید بر آن داغداران ۱۵
ز بیداد گردون دل بانوان خون
چه رفتند در محفل میگساران ۱۶
گر از سختی ما بخواهی نشانه
بود شانۀ من یکی از هزاران ۱۷
خروشان چه رعد، اشکباران چه باران ۱
چه لاله فروزان و چون شمع سوزان
ز داغ غم و دوری گلعذاران ۲
چمن شد پر از قمری شورش انگیز
بر آمد ز گلشن نوای هزاران ۳
نوای حجازی ز هر سو بپا شد
ز شور عراقیّ آن سوگواران ۴
گروهی اسیر غم نوجوانان
گروهی زمین گیر آن شهسواران ۵
بلعید، پرورده هر یک جوانی
ولی شام شد صبح امیدواران ۶
چه بر آستان رسالت رسیدند
ز کف شد قرار دل بی قراران ۷
چه برگ خزان ریخته از چپ و راست
باشک روان همچه ابر بهاران ۸
بسر بسکه خاک مصیبت فشاندند
حرم گشت چون کلبۀ خاکساران ۹
مهین بانوی خلوت کبریائی
بگفت ای سر و سرور تاجداران ۱۰
ز کوی حسین تو دارم پیامی
که برده است هوش از سر هوشیاران ۱۱
لبش خشک و تن غرقۀ لجۀ خون
سرش روی نی رهبر رهسپاران ۱۲
پس از زخم های فراوان کاری
نگویم چه کردند آن نابکاران ۱۳
به پیرامنش نونهالان نامی
چگویم ز جانان و آن جان نثاران ۱۴
گر از بانوان نبوت بگویم
دل سنگ گرید بر آن داغداران ۱۵
ز بیداد گردون دل بانوان خون
چه رفتند در محفل میگساران ۱۶
گر از سختی ما بخواهی نشانه
بود شانۀ من یکی از هزاران ۱۷
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۷
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:مدایح و مراثی عبدالله الرضیع المعروف بعلی الاصغر سلام الله علیه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲ - فی الکساء
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.