خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به توصیف قدرت ویرانگر و فراگیر عشق میپردازد که مانند آتشی همهچیز از جمله عقل، دین، زمان و مکان را میسوزاند. شاعر از عشق به عنوان نیرویی یاد میکند که حتی یقین و گمان را نیز نابود میکند و در نهایت، با وجود سوختن جان، دل معشوق هرگز نمیسوزد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۶ - عشق است آتشی که بیکدم جهان بسوخت
عشق است آتشی که بیکدم جهان بسوخت
در قصر دل فتاد و روان شاه جان بسوخت ۱
گفتی ز عقل در مگذر راه دین سپر
کو عقل و دین که عشق هم این و همان بسوخت ۲
ای فتنه زمانه و ای فتنه زمین
جانم مسوز ورنه زمین و زمان بسوخت ۳
من خود شناسمت که ز انوار عارضت
یک شعله برفروخت یقین و گمان بسوخت ۴
گفتی نوازمت چو بسازی بسوز عشق
والله در این امید توان جاودان بسوخت ۵
عشق تو آتش است و دل بنده سوخته
آتش فتاده سوخته دل را روان بسوخت ۶
جان حسین از غم عشقت بسوخت لیک
هرگز دلت نسوخت که آن ناتوان بسوخت ۷
در قصر دل فتاد و روان شاه جان بسوخت ۱
گفتی ز عقل در مگذر راه دین سپر
کو عقل و دین که عشق هم این و همان بسوخت ۲
ای فتنه زمانه و ای فتنه زمین
جانم مسوز ورنه زمین و زمان بسوخت ۳
من خود شناسمت که ز انوار عارضت
یک شعله برفروخت یقین و گمان بسوخت ۴
گفتی نوازمت چو بسازی بسوز عشق
والله در این امید توان جاودان بسوخت ۵
عشق تو آتش است و دل بنده سوخته
آتش فتاده سوخته دل را روان بسوخت ۶
جان حسین از غم عشقت بسوخت لیک
هرگز دلت نسوخت که آن ناتوان بسوخت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵ - خسته هجر گشته ام با تو وصالم آرزوست
گوهر بعدی:شماره ۲۷ - تا عشق توام بدرقه راه حجاز است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.