هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از مولانا بیانگر اهمیت و عظمت عشق الهی است. شاعر با اشاره به تسلیم در برابر عشق، از رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به حقیقت از طریق عشق سخن میگوید. او عشق را بالاتر از قدرت پادشاهان و عقل میداند و خود را فرمانروای مملکت عشق مینامد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده در این شعر، درک آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'موت ارادی' نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۱۳ - چونکه شهانند گدایان عشق
چونکه شهانند گدایان عشق
باش دلا چاکر سلطان عشق ۱
دفتر ناموس بآتش بسوز
تا که رهی یابی بدیوان عشق ۲
ره بسر خوان وصالش بری
گر تو شوی یکدمه مهمان عشق ۳
زود شوی واقف اسرار غیب
گر بزنی دست بدامان عشق ۴
موت ارادی چو شود اختیار
زود شوی زنده بجانان عشق ۵
مملکت عشق مسلم مراست
زانکه منم خسرو و خاقان عشق ۶
تا که مسخر شودم دیو نفس
گشت دلم تخت سلیمان عشق ۷
عقل، تو دور از من و بیگانه باش
زانکه منم محرم خاصان عشق ۸
خواهی اسیری بوصالش رسی
زود به پیمای بیابان عشق ۹
باش دلا چاکر سلطان عشق ۱
دفتر ناموس بآتش بسوز
تا که رهی یابی بدیوان عشق ۲
ره بسر خوان وصالش بری
گر تو شوی یکدمه مهمان عشق ۳
زود شوی واقف اسرار غیب
گر بزنی دست بدامان عشق ۴
موت ارادی چو شود اختیار
زود شوی زنده بجانان عشق ۵
مملکت عشق مسلم مراست
زانکه منم خسرو و خاقان عشق ۶
تا که مسخر شودم دیو نفس
گشت دلم تخت سلیمان عشق ۷
عقل، تو دور از من و بیگانه باش
زانکه منم محرم خاصان عشق ۸
خواهی اسیری بوصالش رسی
زود به پیمای بیابان عشق ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۲ - دست و پایی میزنم در راه عشق
گوهر بعدی:شماره ۳۱۴ - بسی تصنیف دیدم در حقایق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.