هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از شوق و عشق به معشوق سخن میگوید و توصیفهایی از جمال و جفای او ارائه میدهد. شاعر از دلباختگی و فداکاری در راه عشق میگوید و از رنجهای عاشقانه و حیرانی در برابر زیبایی معشوق سخن میراند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۴۳۵ - ازمی شوق جمال روی جانان همچو من
ازمی شوق جمال روی جانان همچو من
مست و لایعقل بعالم کم توانی یافتن ۱
میزند برجان و دل هر دم دو صد تیر جفا
ترک چشم مست خونخوار پرآشوب فتن ۲
رخت جان و دین و دنیا را بغارت می برد
چون سپاه عشق در ملک دل آرد تاختن ۳
ای دل ار معشوق جوئی دین و دنیا را بباز
شرط راه عشق باشد هرچه داری باختن ۴
نور ایمان جهان افروز خورشید رخش
گشت پنهان در نقاب کفر زلف پرشکن ۵
پرده از رخ برفکن بنما به مشتاقان جمال
در نقاب زلف تا کی روی پنهان داشتن ۶
تا که بیند روی معشوق از پس پرده عیان
در شکن زلف باشد جان عاشق را وطن ۷
پاو سرگم کرد عاشق از جفای عشق یار
در ره معشوق باید بی سر و بی پا شدن ۸
تا اسیری گشته ام حیران حسن نوربخش
فارغ از فکر جهانم بیخبراز جان و تن ۹
مست و لایعقل بعالم کم توانی یافتن ۱
میزند برجان و دل هر دم دو صد تیر جفا
ترک چشم مست خونخوار پرآشوب فتن ۲
رخت جان و دین و دنیا را بغارت می برد
چون سپاه عشق در ملک دل آرد تاختن ۳
ای دل ار معشوق جوئی دین و دنیا را بباز
شرط راه عشق باشد هرچه داری باختن ۴
نور ایمان جهان افروز خورشید رخش
گشت پنهان در نقاب کفر زلف پرشکن ۵
پرده از رخ برفکن بنما به مشتاقان جمال
در نقاب زلف تا کی روی پنهان داشتن ۶
تا که بیند روی معشوق از پس پرده عیان
در شکن زلف باشد جان عاشق را وطن ۷
پاو سرگم کرد عاشق از جفای عشق یار
در ره معشوق باید بی سر و بی پا شدن ۸
تا اسیری گشته ام حیران حسن نوربخش
فارغ از فکر جهانم بیخبراز جان و تن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۴ - هر تار زلف سرکشت کفر دگر کرده عیان
گوهر بعدی:شماره ۴۳۶ - ای ز درک کنه تو عاجز عقول عاقلان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.