هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و ارادت خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که با وجود درد عشق، حضور خیال دوست او را آرام میکند. او از بخت بلند خود میگوید که تیر عشق معشوق به دلش نشسته و این را نشانهای از سعادت میداند. شاعر همچنین از شوق فراوان خود برای وصال معشوق مینویسد و بر اتحاد و افزایش عشق تأکید میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۱ - منم ز دست تو پا بسته در کمند ارادت
منم ز دست تو پا بسته در کمند ارادت
براه تو سر تسلیم بر زمین عبادت ۱
بدرد عشق خوشم با خیال دوست، که گه گه
قدم بپرسش ما مینهد برسم عیادت ۲
چه میدهند گواهی دو چشم یار بخونم
چو نشنوند ز مستان بهیچ روی شهادت ۳
مرا خدنگ تو در دل نشان بخت بلند است
مگر بطالع من بوده است سهم سعادت ۴
یکی صد است تمنای عشق در دل شاهی
بیا که شوق، فزونست و اتحاد، زیادت ۵
براه تو سر تسلیم بر زمین عبادت ۱
بدرد عشق خوشم با خیال دوست، که گه گه
قدم بپرسش ما مینهد برسم عیادت ۲
چه میدهند گواهی دو چشم یار بخونم
چو نشنوند ز مستان بهیچ روی شهادت ۳
مرا خدنگ تو در دل نشان بخت بلند است
مگر بطالع من بوده است سهم سعادت ۴
یکی صد است تمنای عشق در دل شاهی
بیا که شوق، فزونست و اتحاد، زیادت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - خطت بر لاله تر مشک چین ریخت
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.