هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر عشق به معشوق و وابستگی به او را بیان میکند. او خاک آستانه معشوق را مقام خود میداند و حتی تحقیر دیگران را نیز به دلیل عشقش پذیرفته است. شاعر همچنین به مخالفت زاهد با میخواره اشاره میکند ولی خود میکده را محل عبادت میداند. در نهایت، او عشق را بالاتر از همه چیز قرار داده و خود را در ملک عشق صاحب قدرت میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۳ - تا خاک آستانه جانان مقام ماست
تا خاک آستانه جانان مقام ماست
در بزم عیش جرعه راحت بجام ماست ۱
گفتی: فلان بکوی من از خاک کمتر است
این هم چو بنگری سبب احترام ماست ۲
زاهد حرام گفت می لعل را، بلی
ما زائریم و میکده بیت الحرام ماست ۳
تا بر درش بخاک مذلت نشسته ایم
سلطان چار بالش گردون غلام ماست ۴
روی چو زر بخاک درش تا نهاده ایم
در ملک عشق سکه شاهی بنام ماست ۵
در بزم عیش جرعه راحت بجام ماست ۱
گفتی: فلان بکوی من از خاک کمتر است
این هم چو بنگری سبب احترام ماست ۲
زاهد حرام گفت می لعل را، بلی
ما زائریم و میکده بیت الحرام ماست ۳
تا بر درش بخاک مذلت نشسته ایم
سلطان چار بالش گردون غلام ماست ۴
روی چو زر بخاک درش تا نهاده ایم
در ملک عشق سکه شاهی بنام ماست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - خطش بگرد عارض مهوش برآمده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.