هوش مصنوعی:
شاعر از عشق به فردی بلندقامت (سرو) میگوید که غم او را پست و ناتوان کرده است. او از جام عشق آن فرد نوشیده و خود را گم کرده است، اما در این جام اثری از لطف معشوق ندیده و تنها مستی و تهیدستی نصیبش شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۶۸ - آن سرو بلند کز غمش پست شدم
آن سرو بلند کز غمش پست شدم
جامی ز کفش خوردم و از دست شدم ۱
از غایت لطف می ندیدم در جام
گفتی که من از جام تهی مست شدم ۲
جامی ز کفش خوردم و از دست شدم ۱
از غایت لطف می ندیدم در جام
گفتی که من از جام تهی مست شدم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۷ - آن بت که بقد سرو روانش گفتیم
گوهر بعدی:شماره ۴۶۹ - ایدل اگرت کار جهان نیست بکام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.