هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به بیان درد هجران و عشق نافرجام میپردازد. شاعر از دلهایی میگوید که در فراق یار از پا میافتند و با هر تیرِ دوری، جان عاشقان به خطر میافتد. همچنین، اشاراتی به مستی و جذابیت چشمهای معشوق دارد و در نهایت، از بیوفایی و رفتن یار سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و عشق نافرجام نیاز به درک بالاتری از روابط انسانی دارد.
شماره ۶۷ - دل را همه آن ز دست برخیزد
دل را همه آن ز دست برخیزد
کانگه که ز پا نشست برخیزد ۱
از هجر تو دل درآمدست از پای
تا خود بکدام دست برخیزد ۲
کس با تو شبی ز پای ننشیند
تا از سر هر چه هست برخیزد ۳
هر روز بقصد جان صد عاشق
آن سنبل گل پرست برخیزد ۴
با آن لب چون میت عجب نبود
چشم تو که نیم مست برخیزد ۵
وصل تو گشاده روی بنشیند
چون دید که دل ببست برخیزد ۶
پنجاه دل افکند بیک ساعت
تیری که ترا ز شست برخیزد ۷
کانگه که ز پا نشست برخیزد ۱
از هجر تو دل درآمدست از پای
تا خود بکدام دست برخیزد ۲
کس با تو شبی ز پای ننشیند
تا از سر هر چه هست برخیزد ۳
هر روز بقصد جان صد عاشق
آن سنبل گل پرست برخیزد ۴
با آن لب چون میت عجب نبود
چشم تو که نیم مست برخیزد ۵
وصل تو گشاده روی بنشیند
چون دید که دل ببست برخیزد ۶
پنجاه دل افکند بیک ساعت
تیری که ترا ز شست برخیزد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶ - غمش در دل تنگ ما می نشیند
گوهر بعدی:شماره ۶۸ - جورها کان شوخ دلبر میکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.