هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد و رنج عاشقانه، ناامیدی و اندوه ناشی از عشق را بیان میکند. شاعر از غم و جور و جفای معشوق شکایت دارد و احساس میکند که عشق او را به پای مرگ کشانده است. همچنین، او از این که عشقش نادیده گرفته شده و با بیعدالتی روبهرو شده، گلایه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و ناامیدی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند.
شماره ۶۹ - باز غم تاختن چنان آورد
باز غم تاختن چنان آورد
که دل خسته را بجان آورد ۱
خویشتن در دهان مرگ افکند
هر که نام تو بر زبان آورد ۲
زلفت از حد ببرد جور و جفا
تا مرا باز در فغان آورد ۳
دل برد پای مزد جان خواهد
رسم نوبین که در جهان آورد ۴
آنچه با ما همیکند غم تو
بعبارت نمیتوان آورد ۵
چه کسی با سگم برابر کرد
کاولم لقمه استخوان آورد ۶
از همه خرمی بشستم دست
تا غمت پای در میان آورد ۷
دل چو تو پایمزد کرد بدست
اینهمه درد سر ازآن آورد ۸
که دل خسته را بجان آورد ۱
خویشتن در دهان مرگ افکند
هر که نام تو بر زبان آورد ۲
زلفت از حد ببرد جور و جفا
تا مرا باز در فغان آورد ۳
دل برد پای مزد جان خواهد
رسم نوبین که در جهان آورد ۴
آنچه با ما همیکند غم تو
بعبارت نمیتوان آورد ۵
چه کسی با سگم برابر کرد
کاولم لقمه استخوان آورد ۶
از همه خرمی بشستم دست
تا غمت پای در میان آورد ۷
دل چو تو پایمزد کرد بدست
اینهمه درد سر ازآن آورد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸ - جورها کان شوخ دلبر میکند
گوهر بعدی:شماره ۷۰ - وه که دگرباره عشق دست برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.