هوش مصنوعی:
این متن به بیان درد و رنج ناشی از عشق و جدایی میپردازد. شاعر از عشق به عنوان دردی بیدرمان، از جان بیجانان، از صبح بیوصال و از شبی بیپایان سخن میگوید که همگی نشاندهندهی اندوه و ناامیدی عمیق هستند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمگینانه است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، این نوع شعرها معمولاً برای مخاطبانی با درک بالاتر از عواطف انسانی مناسب هستند.
شماره ۷ - ای عشق چه دردی تو که درمانت نیست
ای عشق چه دردی تو که درمانت نیست
ای جان به چه زندهای که جانانت نیست ۱
ای صبح نه وصلی تو که پیدا نشوی
ای شب نه غم منی که پایانت نیست ۲
ای جان به چه زندهای که جانانت نیست ۱
ای صبح نه وصلی تو که پیدا نشوی
ای شب نه غم منی که پایانت نیست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - روئیست چو ماه عنبرآمیز او را
گوهر بعدی:شماره ۸ - یکباره ز ما فلک فراغت دادت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.