خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از دلبستگی و عشق عمیق خود سخن میگوید. او از ارزش دل و سری میگوید که در راه عشق و سودا فدا میشود و از خاکشدن و پراکندهشدن در جستجوی معشوق یاد میکند. همچنین، شاعر به ناتوانی در رعایت ادب در برابر تماشای معشوق اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۱ - خوشا دلی که اثیرش کند تمنایی
خوشا دلی که اثیرش کند تمنایی
خوشا سری که توان کرد صرف سودایی ۱
نبرد باد زکوی توام که خاکم کرد
به جستجوی تو هر ذره زو به صحرایی ۲
ز چاک سینه درون دلش توانم دید
ادب نمیدهدم رخصت تماشایی ۳
خوشا سری که توان کرد صرف سودایی ۱
نبرد باد زکوی توام که خاکم کرد
به جستجوی تو هر ذره زو به صحرایی ۲
ز چاک سینه درون دلش توانم دید
ادب نمیدهدم رخصت تماشایی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - زین نمی رنجم که بازم از مقابل رفته ای
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - خوب نبود آشنایی با بدان خوب مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.