هوش مصنوعی:
شاعر از رنجهای ناشی از دوستی با افراد ناباب و احساس تنهایی عمیق خود میگوید. او بهحدی آسیب دیده که حتی یادآوری تنهایی نیز برایش دردناک است و در نهایت، با وجود تلاشهایش، تنها سیاهی و ناامیدی را تجربه کرده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند ناامیدی، رنج و تنهایی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است بر روحیه آنها تأثیر منفی بگذارد.
شماره ۱۱۷ - از بس که زالفت خسان خون خوردم
از بس که زالفت خسان خون خوردم
تنهایی را چو یاد کردم مردم ۱
تا سایه بنا شدم بهر جا رفتم
با خود بختی سیه تر از شب بردم ۲
تنهایی را چو یاد کردم مردم ۱
تا سایه بنا شدم بهر جا رفتم
با خود بختی سیه تر از شب بردم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - گفتی که چرا بداخترت میگفتم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - هر چند که سعی در رضایت کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.