هوش مصنوعی:
شاعر بیان میکند که دوست دارد درِ وصال را باز کند و جانفشانیاش را آغاز نماید، اما میترسد که پس از مرگ، گستاخانه چشمان بستهاش را بر روی معشوق باز کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به مرگ و مفاهیم عمیق عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۲۹ - گویم که دری زوصل اگر باز کنم
گویم که دری زوصل اگر باز کنم
در پای تو جان فشانی آغاز کنم ۱
لیکن ترسم که بعد مردن گستاخ
بر روی تو چشم بسته را باز کنم ۲
در پای تو جان فشانی آغاز کنم ۱
لیکن ترسم که بعد مردن گستاخ
بر روی تو چشم بسته را باز کنم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸ - چون کوه گران نمود اصفاهانم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰ - دی با کوری کش از خسان می بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.