هوش مصنوعی:
شاعر از گذر عمر و عدم هوشیاری افسوس میخورد و بیان میکند که امیدی به بهبودی و بیداری ندارد. او تصور میکرد با بیداری، روز روشنتر خواهد شد، اما اکنون که روز شده، هنوز بیداری حاصل نشده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق مانند گذر عمر، ناامیدی و اندوه نیاز به درک و تجربهی عاطفی بیشتری دارند که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۶۰ - افسوس که عمر رفت و هشیاری نیست
افسوس که عمر رفت و هشیاری نیست
دردا که امید خویشتن داری نیست ۱
گفتم که چو بیدار شوم روز شود
هیهات که روز گشت و بیداری نیست ۲
دردا که امید خویشتن داری نیست ۱
گفتم که چو بیدار شوم روز شود
هیهات که روز گشت و بیداری نیست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹ - دل را تو همه جگر دهی افسوس است
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - تا گوش دلت به غفلت است آکنده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.