هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق و درد عشق یکسویه است. شاعر خود را مریض مجنونی توصیف میکند که درمان نمیپذیرد و تمام افکارش معطوف به معشوق است. او از بیتوجهی معشوق شکایت دارد اما با این وجود، عشقش پایدار است و حتی مرگ هم نمیتواند او را از این عشق جدا کند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۷۸۴ - بزنی اگر بتیرم نظر از تو برنگیرم
بزنی اگر بتیرم نظر از تو برنگیرم
منم آن مریض مجنون که دوا نمپیذیرم ۱
همه شب خیال زلفت بضمیر ماست مضمر
چه عجب که ضیمران زار شود همه ضمیرم ۲
جه نهی بپای بندم چه گره زنی کمندم
که گریز پا زبستان و زدام ناگزیرم ۳
بهل این حدیث یکسو منما بر آینه رو
که خوری بخویش سوگند که فرد و بی نظیرم ۴
بجهنمم چه با تو همه شب غنوده ام خوش
به بهشتم ارچه بی تو بفلک رسد نفیرم ۵
چه کنی تو گنج و گوهر که گدا نمی نوازی
که تو اصل کیمیا و من ره نشین فقیرم ۶
بهوای مشکموئی دل ما و های و هوئی
نفسی خوش است امشب چو شمیمه عبیرم ۷
نه بمرگ و قتل آشفته زدامنت کشد دست
چو شهید عشق گشتم بخدا که من نمیرم ۸
منم آن مریض مجنون که دوا نمپیذیرم ۱
همه شب خیال زلفت بضمیر ماست مضمر
چه عجب که ضیمران زار شود همه ضمیرم ۲
جه نهی بپای بندم چه گره زنی کمندم
که گریز پا زبستان و زدام ناگزیرم ۳
بهل این حدیث یکسو منما بر آینه رو
که خوری بخویش سوگند که فرد و بی نظیرم ۴
بجهنمم چه با تو همه شب غنوده ام خوش
به بهشتم ارچه بی تو بفلک رسد نفیرم ۵
چه کنی تو گنج و گوهر که گدا نمی نوازی
که تو اصل کیمیا و من ره نشین فقیرم ۶
بهوای مشکموئی دل ما و های و هوئی
نفسی خوش است امشب چو شمیمه عبیرم ۷
نه بمرگ و قتل آشفته زدامنت کشد دست
چو شهید عشق گشتم بخدا که من نمیرم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۳ - مه روزه است بیا ساز ریا برگیریم
گوهر بعدی:شماره ۷۸۵ - با همه کثرت چه شد تا دم زتنهائی زدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.