درباره آشفتهٔ شیرازی

محمد کاظم آشفتهٔ شیرازی (۱۲۰۰- ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار است.
او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگیها و نیز اعتبار خانوادگی او سبب شد که وی در کارهای دیوانی ترقی کند.
در ۱۲۷۰ق پس از انتقال حسام‎السلطنه مرادمیرزا از فرمانفرمایی فارس به ولایت خراسان، با او به آن دیار رفت و به کلانتری مشهد و امارت دیوان‌خانۀ عدلیّۀ خراسان منصوب شد.
چهار سال در این مقام بود و سپس به شیراز بازگشت و به کشاورزی روی آورد و در این راه کارهای سودمند انجام داد که از آن جمله آوردن آب از رودخانۀ کردستان به شهر بهبهان بود.
وی به خاندان رسول اکرم(ص) ارادت و اعتقادی خاص داشت و در تعزیه‎داری و برپاداشتن مجالس یادبود بزرگان دین کوشا بود.
شعر او بیشتر غزل، قصیده و مرثیه است. چکامۀ او در مدح امیرالمؤمنین علی(ع) که در ۱۲۷۷ق به هنگام ولایت مؤیدالدوله ابوالفتح میرزا در شیراز سروده و در پایان آن به مدح ناصرالدین‎شاه، امین‎السلطان و مؤیدالدوله پرداخته و نیز ملمع او در وصف جوانی که شاعر در سفر حج او را دیده، از آثار برجستۀ اوست.
از لحاظ اشاره به وقایع تاریخی، برخی اشعار وی، چون قصیده‎ای در وصف زلزلۀ شیراز، درخور اعتناست.
غزلیات او عاشقانه است. او از شیوۀ غزل‎سرایی سعدی و حافظ پیروی کرده و رباعی نیز می‎سروده است.
احمد دیوان‌بیگی ‎دوست و تذکره‎نویس معاصر آشفته، اشعار او را بالغ بر سی هزار بیت، غزلیاتش را مطبوع‌تر از قصاید و مراثی او را مرغوب‌تر از غزلیاتش گزارش کرده است.
دست‎نوشته‎های دیوان او در پانزده هزار بیت تا سال ۱۳۳۷ق در شیراز موجود بوده است. آقابزرگ تهرانی می‎گوید که نسخۀ ناقصی از دیوان او را که اول و آخر آن افتاده بود و نزدیک ۷۵۰ بیت شعر داشت، نزد سیدمحمد موسوی جزایری در نجف دیده است. نمونه‎هایی از اشعار او را دیوان‌بیگی و رکن‎زاده آدمیت نقل کرده‎اند.
وی در نجف اشرف مدفون است.

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - ای تو ز آغاز و انتها همه دانا شماره ۲ - پرده برافتاد از جمال محمد شماره ۳ - بسته بر آفتاب چو مشکین نقاب را شماره ۴ - وقت صبوحست ای پسر برخیز و در ده جام را شماره ۵ - مشک فشان شد زتو باد صبا شماره ۶ - بگشت باغ و گلستان مخوان مرا یارا شماره ۷ - ما که بردیم بسر مرحله مهر و وفا را شماره ۸ - خواهم که درهم بشکنم این طاق مینا فام را شماره ۹ - در آن سرا که برانند پادشاهی را شماره ۱۰ - گفتمش وقف تو کردیم دل ویران را شماره ۱۱ - باد آورده بگلشن مژده نوروز را شماره ۱۲ - گر زمن جان طلبد سر بنهم فرمان را شماره ۱۳ - بیدوست پایدار نباشد نشست ما شماره ۱۴ - ای لب لعل تو روح بخش مسیحا شماره ۱۵ - چشم تو بربست از فسون بر خلق راه خواب را شماره ۱۶ - بباغ حسن که کشت این نهال رعنا را شماره ۱۷ - از شوق گل رویت رفتم بگلستانها شماره ۱۸ - باز دامان که زداین آتش سودای مرا شماره ۱۹ - کمانداری که نتواند کشیدن کس کمانش را شماره ۲۰ - دهد بباغ اگر جلوه قد دل جو را شماره ۲۱ - بگویم ارزغم عشق داستانیرا شماره ۲۲ - گر این کرشمه بود آن نگار ترسا را شماره ۲۳ - نمیدانم چه افغانست در گلشن هزاران را شماره ۲۴ - هر که به بازار عشق آرد جنس وفا شماره ۲۵ - عین درمان شمرد عاشق بیماری را شماره ۲۶ - زلف جادو بگسلاند حلقه زنجیر را شماره ۲۷ - هر که را حرفتی و عشق بود پیشه ما شماره ۲۸ - ساقی بده آن جوهر یاقوت نسب را شماره ۲۹ - ای از شکنج زلف تو برپای دل زنجیرها شماره ۳۰ - مدعی پنداشتی دور ازدر جانان مرا شماره ۳۱ - عشق بعقل بارها کرده کارزارها ‏ شماره ۳۲ - داده دو ترک تو صلا باز سپاه ناز را شماره ۳۳ - ای بلبل شوریده بکن تازه نفس را شماره ۳۴ - خبر از حی مگر آورده کسی مجنون را شماره ۳۵ - ای رفته و نشناخته قدر دل ما را شماره ۳۶ - کیست که مژده آورد زان مه نوسفر مرا شماره ۳۷ - که بر زلف سنبل زد این تاب‌ها شماره ۳۸ - بیا ساقی شراب خوشگواری کرده‌ام پیدا شماره ۳۹ - با رخ تو مقابله کرده ام آفتاب را شماره ۴۰ - مطرب برقص آورده ی آن لعبت طناز را شماره ۴۱ - پند بیهوده مگو ناصح بیهوش را شماره ۴۲ - بصید خلق بتان تا گشاده بازو را شماره ۴۳ - چند غواص بری گوهر عمانی را شماره ۴۴ - گر فهم کند طوطی شیرین سخنش را شماره ۴۵ - جامه پوشید و بیاراست قد رعنا را شماره ۴۶ - دوری از هم نفسان اندکی از خانه ما شماره ۴۷ - سودای پریرویان بر همزده سامانها شماره ۴۸ - اگر نه پرده بر بسته برخ آن شاهد رعنا شماره ۴۹ - برفکن از بدن دلا زرق سیه پلاس را شماره ۵۰ - از سر ببرد هوش و خرد آن پسر مرا شماره ۵۱ - سینه شد زآتش دل جلوه گه طور مرا شماره ۵۲ - بی تو با غیر ندانی که چه شد دوش مرا شماره ۵۳ - دور بادا چشم بد بگشود روی خوب را شماره ۵۴ - مدد ای عشق که مغلوب هوائیم هوا شماره ۵۵ - عشق به بندد چو ره هوش را شماره ۵۶ - سوی صحرای جنون میبرم این سودا شماره ۵۷ - در دل و دیده ام ای دلبر جانانه بیا شماره ۵۸ - گل هزار است صحن بستان را شماره ۵۹ - سخت ببسته آسمان کار زشش جهت مرا شماره ۶۰ - چشمت از غمزه زکف برد دل شیدا را شماره ۶۱ - نقش یوسف تا بکی نقاش بر دیوارها شماره ۶۲ - کرد وقف غیر لعل شکرین خویش را شماره ۶۳ - تا عشق و رندیست بعالم شعار ما شماره ۶۴ - گرفتم نوبهارم دست داد و گشت و بستان ها شماره ۶۵ - فزونتر سوزدم امشب زهر شب آتش سودا شماره ۶۶ - ای ترک پارسی گو ای ماه مجلس آرا شماره ۶۷ - به رضاجوبی اغیار ز در راند مرا شماره ۶۸ - ساقی آن باده درافکند به پیمانه ی ما شماره ۶۹ - داد اجازه بر سخن آن لب نوشخند را شماره ۷۰ - خط و زلفت چیست با آن روی همچون آفتاب شماره ۷۱ - درده خبری بما هم امشب شماره ۷۲ - بچهره ات شده آنزلف مشکفام نقاب شماره ۷۳ - دست ساقی آتش افکنده در آب شماره ۷۴ - نوبهار است و عروس گل کشید از رخ نقاب شماره ۷۵ - شدم به مژده ی وصلت امیدوار امشب شماره ۷۶ - تا برد رنج خمار و تا زداید رنج خواب شماره ۷۷ - کاروان گم کرده امشب زاشک مجنون پی در آب شماره ۷۸ - منکه پرداخته خانه زاغیار امشب شماره ۷۹ - فکند آن پنجه داور گهی از راست گاهی چپ شماره ۸۰ - چیست آن رخساره در مشکین نقاب شماره ۸۱ - یار از ما کناره کرد امشب شماره ۸۲ - بیا که پرده اسرار پاره شد امشب شماره ۸۳ - دل گمشد و معشوق دل من در سراغ او در طلب شماره ۸۴ - چه شکر گویمت ای بخت کارساز امشب شماره ۸۵ - یا ندیمی هذه شیئی عجاب شماره ۸۶ - ای برق خانه سوز که ابرت بود رکیب شماره ۸۷ - کردار بدان نیاید از خوب شماره ۸۸ - این چه غوغاست که در چنگ و ربابست امشب شماره ۸۹ - در نهایت نظری بود باغیار امشب شماره ۹۰ - من بلبل غریبم و این آشیانان غریب شماره ۹۱ - شاها تو خود غریبی و آشفته ات غریب شماره ۹۲ - و کیف اشکر من حبیب مغاضب شماره ۹۳ - آفتاب طلعتت رازلف مشکین شد سحاب شماره ۹۴ - گفتی به لب رسانم از اشتیاق جانت شماره ۹۵ - که باز در به رخ اهرمن گشاد امشب شماره ۹۶ - غنیمت دان دلا این عیش را در بوستان امشب شماره ۹۷ - دردمندان غم عشق تو را نیست طبیب شماره ۹۸ - علی الصباح که ریزد بباغ اشک سحاب شماره ۹۹ - میان ما و تو الفت حکایتی است عجیب شماره ۱۰۰ - هر جای که بدخاک بسربیختم امشب شماره ۱۰۱ - ای فتنه چشم سیهت راهزن خواب شماره ۱۰۲ - بر آفتاب مکن ماه من حجاب سحاب شماره ۱۰۳ - بسودای پریشانیست یا رب کار من هر شب شماره ۱۰۴ - تا چند آیم بر درت با عجز و لابه نیمشب شماره ۱۰۵ - ای خرد طفلی از دبستانت شماره ۱۰۶ - جز عشق من بیسر و پا را هنری نیست شماره ۱۰۷ - ساحت کون و مکان عرصه میدان اوست شماره ۱۰۸ - ای طلعت محبوب ازل را زتو مرآت شماره ۱۰۹ - چه نانها خوردم از خوان محبت شماره ۱۱۰ - اگر این نکهت از آن طره چین در چینست شماره ۱۱۱ - با نکویان عاشقان را آشنائی مشگلست شماره ۱۱۲ - گر آفتاب فلک پرده از سحاب گرفت شماره ۱۱۳ - حسن آن گوهر که عمانیش نیست شماره ۱۱۴ - خون ریخته و بفکر یغماست شماره ۱۱۵ - هر رهروی که خار مغیلان بپای اوست شماره ۱۱۶ - پری گذشت ازین کوچه یا ملک میرفت شماره ۱۱۷ - وعده قتلم دهی پیوسته و دشوار نیست شماره ۱۱۸ - مرا سزد که نگنجم چو غنچه اندر پوست شماره ۱۱۹ - ای بلای ناگهان در پیش بالا میرمت شماره ۱۲۰ - بی تو یک شب گر سرم بر بستر است شماره ۱۲۱ - دیوانه‌ای که از تو در او وجد و حالتست شماره ۱۲۲ - زینهار از دو ترک خونخوارت شماره ۱۲۳ - گمان مبر که مرا با تو ماجرایی هست شماره ۱۲۴ - جامه کعبه چو خم موی تست شماره ۱۲۵ - هر که را عشق در کمند انداخت شماره ۱۲۶ - دل و دین خلق برده خط و خال دلفریبت شماره ۱۲۷ - آن را که کشوری به نگاهی مسلم است شماره ۱۲۸ - بیا و پرده برانداز از جمال ای دوست شماره ۱۲۹ - آن‌را که دوست هست چه پروای دشمن است شماره ۱۳۰ - خون می‌خوری و نیستت از خلق مخافت شماره ۱۳۱ - تا خم و خمخانه بدست علیست شماره ۱۳۲ - عشق بتان حاصل ایام ماست شماره ۱۳۳ - مستی عشق به جز غمزه‌ی چشمان تو نیست شماره ۱۳۴ - آمد ز درم خراب و سرمست شماره ۱۳۵ - جا کرده میان جان من دوست شماره ۱۳۶ - دید چو دیده دو بین در همه روشناییت شماره ۱۳۷ - مطرب این شور که در پرده عشاق نواخت شماره ۱۳۸ - خلقت هر چیز از آب و گل است شماره ۱۳۹ - پیرانه سر هوای جوانی بسر مراست شماره ۱۴۰ - خورشید رخت زیر خم زلف نهانست شماره ۱۴۱ - ای سر زلف سیه هم دست و همدستان تراست شماره ۱۴۲ - عندلیبا در چمن آوازه آواز تست شماره ۱۴۳ - از شعله آه من جهان سوخت شماره ۱۴۴ - نام جان را نتوان برد که جانان اینجاست شماره ۱۴۵ - چه خون‌ها ریختی ساقی ز چشم فتنه انگیزت شماره ۱۴۶ - دلی که روز و شبان از پی نظر می‌گشت شماره ۱۴۷ - به غیر ساحت لیلی اگر چه صحراییست شماره ۱۴۸ - تو را سری در آن موی میان هست شماره ۱۴۹ - مرا تو حاصل گفتاری از جهان ایدوست شماره ۱۵۰ - هر کرا خسرو دل در گرو شیرین است شماره ۱۵۱ - زلولیان چو بتم شاهدی بشنگی نیست شماره ۱۵۲ - مگر لیلی میان کاروان است شماره ۱۵۳ - بهای عشق که داند که در جهان چنداست شماره ۱۵۴ - چشمه خور برای دیدن نیست شماره ۱۵۵ - وه که جز جور و جفا رسم نکورویان نیست شماره ۱۵۶ - بت پرستنده بت رویت شماره ۱۵۷ - این شکل بشر زمشکلاتست شماره ۱۵۸ - ای قضا و قدر ایستاده بحکم و رایت شماره ۱۵۹ - لبش هنوز زطفلی نشسته از شیر است شماره ۱۶۰ - دل از دو جهان کرده بعشق تو قناعت شماره ۱۶۱ - خار ره عشق بوستان است شماره ۱۶۲ - زتن بریدن جان پیش عاشق آسانست شماره ۱۶۳ - هر کرا چشم هر نفس بکسی است شماره ۱۶۴ - ما را که بر زبان نبود غیر نام دوست شماره ۱۶۵ - هر غیر که بنگری زیار است شماره ۱۶۶ - ما را بجز شراب محبت شراب نیست شماره ۱۶۷ - منظر روی بتان قبله اهل نظر است شماره ۱۶۸ - آن فتنه زانجمن چو برخاست شماره ۱۶۹ - جز عشق کسی را به درون سلطنتی نیست شماره ۱۷۰ - مجوی چشمه حیوان بجان طلب لب دوست شماره ۱۷۱ - عقرب زلف کجت بماه قرین است شماره ۱۷۲ - گر جهانم یار باشد کیست باری چون تو دوست شماره ۱۷۳ - بیداری خیال تو از خواب خوشترست شماره ۱۷۴ - سر این سوختن ایشمع اگر نیست عیانت شماره ۱۷۵ - ای خاطر مشتاقان مشتاق به پیغامت شماره ۱۷۶ - خلق مشتاق و ندیده رخ همچون قمرت شماره ۱۷۷ - یارب این پیکر مطبوع چه نفس عجبست شماره ۱۷۸ - گره زکار چو نگشود زاهدا زعبادت شماره ۱۷۹ - زهجر زلف تو گفتم شبی کنیم شکایت شماره ۱۸۰ - زعشق روی تو هر کو مرا نمود ملامت شماره ۱۸۱ - اگر آنزلف و بناگوش بود و آن قد و قامت شماره ۱۸۲ - مرا که هجر تو در ششدر هلاک انداخت شماره ۱۸۳ - آن غمی را که کران نیست غم حرمانست شماره ۱۸۴ - هر که را سر زوفا خاک ره مقصود است شماره ۱۸۵ - لعل شکربار یار من نمکین است شماره ۱۸۶ - روز قیامت است که امشب بپای خاست شماره ۱۸۷ - خضر را راه بسرچشمه حیوان تو نیست شماره ۱۸۸ - کرده در غنچه نهان تنک شکر کاین دهنست شماره ۱۸۹ - به پیر میفروشان بر بشارت شماره ۱۹۰ - بوفایت یکی از خیل نکورویان نیست شماره ۱۹۱ - سنبل بوستان ززلف تو سحرگه تا بداشت شماره ۱۹۲ - زخم دل بهبود شد لعل نمک پاشی کجاست شماره ۱۹۳ - از این آتش که عشقت در من افروخت شماره ۱۹۴ - مرا کان لب شراب سلسبیل است شماره ۱۹۵ - تو را که سینه زسیم است دل چرا سنگست شماره ۱۹۶ - فکنده از نظرم گرچه چشم مدهوشت شماره ۱۹۷ - المنتة لله که زنو عهد بهار است شماره ۱۹۸ - دوست بخلوتگه دل برنشست شماره ۱۹۹ - خوش سروناز و آن قد دلجوی خوشتر است شماره ۲۰۰ - من بخود مشغول و یار از دست رفت شماره ۲۰۱ - بکمان ابروان بست دو زلف چون کمندت شماره ۲۰۲ - غیر سرت بسر و غیر تو در خاطر نیست شماره ۲۰۳ - بی تو نتوانم نشستن تاب تنهائیم نیست شماره ۲۰۴ - سرو چالاکی اگر سروی برفتار آمده است شماره ۲۰۵ - آدمی وار عیان گشت و پری وار برفت شماره ۲۰۶ - حقا که ملامتگر روی تو ندیده است شماره ۲۰۷ - فتنه کی از قد موزون تو چالاک تر است شماره ۲۰۸ - بیدردی ای دل من و گوئی طبیب نیست شماره ۲۰۹ - سودابه خم گیسو ضحاک لب نوشت شماره ۲۱۰ - فکرم دقیق گشت بسی در میان دوست شماره ۲۱۱ - آهسته ران خدا را جانها فدای جانت شماره ۲۱۲ - مرا که زلف تو آشفته کرد و چشم تو مست شماره ۲۱۳ - جلوه صبح ازل یک پرتوی از روی اوست شماره ۲۱۴ - زشور آن لب شیرین که در جهان انداخت شماره ۲۱۵ - باز با ما رقیب عربده داشت شماره ۲۱۶ - دریغ نعمت وصل بتان که در گذر است شماره ۲۱۷ - کاش پاینده شدی وصل تو چون هجرانت شماره ۲۱۸ - صیاد زد بتیرم وبالم شکست و رفت شماره ۲۱۹ - ای خوش آنعاشق بدنام که او نام نداشت شماره ۲۲۰ - زاهد که همی گفت می ناب حرام است شماره ۲۲۱ - ای ترک گر آزردن دلهات خیالست شماره ۲۲۲ - ساقی قدحی در ده از باده انگورت شماره ۲۲۳ - دریغ و درد که جان را سر مهاجرت است شماره ۲۲۴ - محکی در میان دشمن و دوست شماره ۲۲۵ - خاطرت هست که جز یاد در تو خاطر نیست شماره ۲۲۶ - زلف تو یکجهان پریشان داشت شماره ۲۲۷ - این دود که دوش از دل سودازده برخاست شماره ۲۲۸ - بر آن سرم که برآرم زدل نهال محبت شماره ۲۲۹ - از هر خوشی بدور جهان عشق خوشتر است شماره ۲۳۰ - یارب این درد که درمان نپذیرد از چیست شماره ۲۳۱ - گلم میار خدا را تو باغبان عنایت شماره ۲۳۲ - برهان مرا تو یارب زکرم زدام حیرت شماره ۲۳۳ - هوس ساده زخامم سر سودائی سوخت شماره ۲۳۴ - این کجکله ترک قزلباش کدامست شماره ۲۳۵ - از فلک عقد ثریاست که بر خاک آویخت شماره ۲۳۶ - تن بی محبت و لاف زجان آدمیت شماره ۲۳۷ - آفتاب عشقبازان حسن عالمگیر تست شماره ۲۳۸ - گر تو اقامت کنی بآن قد و قامت شماره ۲۳۹ - هر که سودای بتان در دل دیوانه گذاشت شماره ۲۴۰ - زینهار از دهان شیرینت شماره ۲۴۱ - شهریست حسن و زلف و رخت صبح و شام اوست شماره ۲۴۲ - من کیستم که وصف کنم از جمال دوست شماره ۲۴۳ - نتوان گفت جز آن سلسله مویاری هست شماره ۲۴۴ - ای قافله سالار زلیلی خبری نیست شماره ۲۴۵ - گلزار مگوئید که قصری زبهشت است شماره ۲۴۶ - چون نسیم از برم آن ماه بناگاه گذشت شماره ۲۴۷ - رسید از عالم غیبم بشارت شماره ۲۴۸ - ای ماه و خور از آینه داران جمالت شماره ۲۴۹ - سود ره عشق چیست جمله زیان است شماره ۲۵۰ - دانی چه تمیز است میان تن و جانت شماره ۲۵۱ - عشق است که بر درد دل خسته طبیب است شماره ۲۵۲ - نقش رخ یار سرو قامت شماره ۲۵۳ - تیغ بکف میرسد شاهد غضبان کیست شماره ۲۵۴ - چون کنم با سر که سامانیم نیست شماره ۲۵۵ - تا چمن پیرایه از گلهای صحرائی ببست شماره ۲۵۶ - مرا جز عشق و سودای تو دین نیست شماره ۲۵۷ - آن لعل شکربار که صد بار نمک داشت شماره ۲۵۸ - تو را که یوسف اندر چه زنخدانست شماره ۲۵۹ - بدل رسید سحر پیکی از دیار محبت شماره ۲۶۰ - از دل خسته چه پرسی که دلم در بر اوست شماره ۲۶۱ - زعمر رفته دارم بس ندامت شماره ۲۶۲ - ممکنی را گرچه ممکن چاره ای در کار نیست شماره ۲۶۳ - اگر نه ذره ای از مهر روی معشوقست شماره ۲۶۴ - سرو و گل گوئی از چمن برخاست شماره ۲۶۵ - ساقیا می که سلخ شبان است شماره ۲۶۶ - بمددکاری عشقت زهوس شاید رست شماره ۲۶۷ - عکس ساقی بقدح نه می گلگون پیداست شماره ۲۶۸ - این فتنه که چشم تو برانگیخت شماره ۲۶۹ - مرا بساخت میخانه تا که راهی هست شماره ۲۷۰ - در سری نیست که از زلف بتی سودا نیست شماره ۲۷۱ - هر کرا بینی بکیش خویش دارد استقامت شماره ۲۷۲ - آنچه در مذهب رندان طریقت گنه است شماره ۲۷۳ - سودای پریشانم یک عمر پریشان داشت شماره ۲۷۴ - آتشین روی تو را زلف نگویم دود است شماره ۲۷۵ - مطرب عشق بقانون دگر پرده نواخت شماره ۲۷۶ - ساقی عشق چو می در قدح مستان ریخت شماره ۲۷۷ - رعنا غزالم فصل بهار است شماره ۲۷۸ - بلای جان من خسته سرو بالائیست شماره ۲۷۹ - از عالمش چه غم که خداوند یار اوست شماره ۲۸۰ - ترک من زلف سمن سا چو برخ بربشکست شماره ۲۸۱ - شیوه لاله رخان گر همه جور است و جفاست شماره ۲۸۲ - پسته دهن بسته زخندیدنت شماره ۲۸۳ - رفتی و سایه صفت دلشدگان دنبالت شماره ۲۸۴ - خوب باشد گر زخوبان سر زند کردار زشت شماره ۲۸۵ - نوبهاری ظریف و دل بند است شماره ۲۸۶ - تا سوز دل از آن لب لعل نمکین است شماره ۲۸۷ - ساقیا خیز که یک نیمه زشعبان بگذشت شماره ۲۸۸ - از سر کوی تو هر کو بسلامت میرفت شماره ۲۸۹ - ای دل بسینه میطپی این اضطراب چیست شماره ۲۹۰ - گفتم این لاله است گفت از داغداران منست شماره ۲۹۱ - ای سلطنت امکان کم پایه زخدامت شماره ۲۹۲ - چه شد آن فتنه که ناگاه زمحفل برخاست شماره ۲۹۳ - از برم آن سرو خرامان گذشت شماره ۲۹۴ - زآن ملک حذر کن که در او پادشهی نیست شماره ۲۹۵ - کیم من تا توانم دهر زد از هستی بدرگاهت شماره ۲۹۶ - مرا حدیث شکفتی است در کمال غرابت شماره ۲۹۷ - تا با رقیب یار دمی گرم صحبت است شماره ۲۹۸ - منم که بنده ی مملوکم و عبید جلالت شماره ۲۹۹ - این روز پی خجسته میلاد احمد است شماره ۳۰۰ - فحش شیرین زلعل شکرخاست شماره ۳۰۱ - ماه من ماه را نخستین است شماره ۳۰۲ - خون همه آفاق بخوردی و بست نیست شماره ۳۰۳ - اندر حریم حسن بتان غیر ناز نیست شماره ۳۰۴ - در گوش بجز عشق توام زمزمه ای نیست شماره ۳۰۵ - گویند بهار است و جهان رشگ بهشت است شماره ۳۰۶ - گرچه جهان خرم است و فصل بهار است شماره ۳۰۷ - زردی روی مرا آن رخ گلگون باعث شماره ۳۰۸ - تو آن شهی که زافلاکیان ستانی باج شماره ۳۰۹ - مؤذن میخانه زد بانگ صبوح شماره ۳۱۰ - وقت آنست که بیرون فکنی رخت از کاخ شماره ۳۱۱ - پرده بگرفت زرخ آن گل رعنا گستاخ شماره ۳۱۲ - هر که از عین امتحان بیند شماره ۳۱۳ - هر که ما را خراب میداند شماره ۳۱۴ - ای خوش آن صیدی که صیاد باورام بود شماره ۳۱۵ - رندی که او بکوی مغان ره نشین بود شماره ۳۱۶ - زلف او چون بجان درآویزد شماره ۳۱۷ - آن چه گل بود که در شهر زبستان آمد شماره ۳۱۸ - آن کیست تا بر گوش جان پیغام جانان آورد شماره ۳۱۹ - وه که دوشم بچمن یاری و دمسازی بود شماره ۳۲۰ - اگر که قاصد آن ماه نوسفر زدر آید شماره ۳۲۱ - بی شایبه زنگ ازدل دیدار تو بزداید شماره ۳۲۲ - اگر بسینه دل دغدار من باشد شماره ۳۲۳ - اگر چو شمع زتو آتشم بسینه نبود شماره ۳۲۴ - گدای میکده در دست جام جم دارد شماره ۳۲۵ - لبت ببوسه اهل هوس نشان گردید شماره ۳۲۶ - یک دم آن‌ را که فراغت ز دو عالم باشد شماره ۳۲۷ - امشب دل دیوانه غوغای دگر دارد شماره ۳۲۸ - عجب که بی تو شبی عاشقان بیاسایند شماره ۳۲۹ - با اینکه چشمانت بدل خنجر بسی بشکسته اند شماره ۳۳۰ - دیدی دلا که اهل جهان را وفا نبود شماره ۳۳۱ - یادم از آن لب شیرین شکر بار آمد شماره ۳۳۲ - کالای جان نه چیزیست کش سرسری توان داد شماره ۳۳۳ - خطا بر دوست بگرفتی خطا بود شماره ۳۳۴ - چه شد نائی که اندر نی تو را راه فغان گمشد شماره ۳۳۵ - باد دی در بوستا اظهار شوکت میکند شماره ۳۳۶ - سحرم نوبتی شاه چو زد نوبت عید شماره ۳۳۷ - بجز مسافر دل کو بشام زلف تو ماند شماره ۳۳۸ - اگر عقد میفروشت زشراب حل نسازد شماره ۳۳۹ - زقتل بنده اگر خواجه میشود خوشنود شماره ۳۴۰ - مهرت آورد ملایک بر آدم بسجود شماره ۳۴۱ - نه گمانم آدمی زاده بدین جمال باشد شماره ۳۴۲ - ایخوش آنشب که روز غیروز دریار درآید شماره ۳۴۳ - گرد عسلی لعل تو مور و مگسانند شماره ۳۴۴ - گرچه نقش قلم صنع همه زیبا شد شماره ۳۴۵ - وصل میخواست دل و کار به هجر تو کشید شماره ۳۴۶ - نیمه شب آن مه چو از حجاب برآمد شماره ۳۴۷ - خیل ترکان چو بشهر از پی یغما آیند شماره ۳۴۸ - مرا تا نفس خود کامه گرفتار هوا ماند شماره ۳۴۹ - آنان که حجاب تن و جان را بدریدند شماره ۳۵۰ - این زنده رود دیده زبس آب میدهد شماره ۳۵۱ - رندان خرابات در میکده بستند شماره ۳۵۲ - در همه عمر ار شبی وصل میسر شود شماره ۳۵۳ - عجب مکن گرت آن ترک سیم تن بکشد شماره ۳۵۴ - دردیست غم عشق که درمان نپذیرد شماره ۳۵۵ - بده ساقیا باده زآن جام سرمد شماره ۳۵۶ - خامه تا نقش تو مصور کرد شماره ۳۵۷ - هر که او را چشمه حیوان زکنج لب بجوشد شماره ۳۵۸ - تو آن نه ای که جفای تو دل بیازارد شماره ۳۵۹ - تنگست حرم سر زخرابات برآرید شماره ۳۶۰ - ساقیا زان می کهنه که مه نو سرزد شماره ۳۶۱ - ماراست دوست یک دو جهان جمله دشمنند شماره ۳۶۲ - شمعی چو تو میباید تا بزم بیاراید شماره ۳۶۳ - آئی چو در قیامت محشر بهم برآید شماره ۳۶۴ - بلا مفتون بالای تو باشد شماره ۳۶۵ - کسی سر از قدم یار برنمیگیرد شماره ۳۶۶ - تا غمزه ات شبیخون در کشور سکون زد شماره ۳۶۷ - هر کرا عشق نهانی بزبان میاید شماره ۳۶۸ - بجز از لب تو پسته بجهان شکر نریزد شماره ۳۶۹ - طرب ایبلبلان بهار آمد شماره ۳۷۰ - عاشقی را کز لب لعلی شرابش میدهند شماره ۳۷۱ - نیک باشد هر آنچه یار کند شماره ۳۷۲ - جان میدهم بسوغات باد ار پیامت آرد شماره ۳۷۳ - اگر جانان زدر آید چه اندیشه زجان باشد شماره ۳۷۴ - عشق نگوئی که بر قرار نماند شماره ۳۷۵ - شکر از لعل تو گفتم که نشانی دارد شماره ۳۷۶ - اگر آن ترک سیه چشم بشیراز آید شماره ۳۷۷ - گر سرو چو بالای تو چالاک نباشد شماره ۳۷۸ - با قامت تو باغبان سرو صنوبر برکند شماره ۳۷۹ - پیر میخانه چرا دوش مرا بار نداد شماره ۳۸۰ - خوابم چو با خیال جمالت یکی شود شماره ۳۸۱ - آندم که زنم از عشق فرخنده دمی باشد شماره ۳۸۲ - المنة لله که شب هجر سرآمد شماره ۳۸۳ - هر که در گلشن دل سرو سمن بردارد شماره ۳۸۴ - تنها نه ترک بچه من تندخو بود شماره ۳۸۵ - ترک من چون سر آن زلف معنبر شکند شماره ۳۸۶ - اگر آه مرا اندر شب هجران اثر باشد شماره ۳۸۷ - برون از دیده غواص صد دریای خون آمد شماره ۳۸۸ - اگر آن ماه پیکر پرده از رخسار برگیرد شماره ۳۸۹ - عاشقان را بسر ار تیر بلا میبارند شماره ۳۹۰ - دل سودازده را کار بسامان نرسد شماره ۳۹۱ - دوستان دلبر بدست افتاد دستی برزنید شماره ۳۹۲ - زیبا صنما این همه زیبا نتوان بود شماره ۳۹۳ - چو یاد زلف توام در ضمیر میآید شماره ۳۹۴ - دلبر از کین بنگر با من دلداده چه کرد شماره ۳۹۵ - زآن غنچه که از پرده بیک بار برآمد شماره ۳۹۶ - آن دو چشم تو که در زیر دو ابروی خمند شماره ۳۹۷ - از مردم چشم تو دل زلفت بیغما میبرد شماره ۳۹۸ - مغبچگان گرد مغان صف زنید شماره ۳۹۹ - تا رود جان از تن ما میرود شماره ۴۰۰ - هر که دل در خم آنزلف پریشان دارد شماره ۴۰۱ - گر در حریم عشق کسی محرم اوفتد شماره ۴۰۲ - زجانان ناگزیر است آنکه را در جسم جان باشد شماره ۴۰۳ - مستان تو از جام ازل باده خورانند شماره ۴۰۴ - تا بکی راز غم عشق تو ناگفته بود شماره ۴۰۵ - روزگاریست که افلاک بکین میگذرد شماره ۴۰۶ - فتنه در نرگس فتان تو مفتون گردید شماره ۴۰۷ - از پی عقل دویدم بدبستانی چند شماره ۴۰۸ - تاکی کمان نماید و پیکان نهان کند شماره ۴۰۹ - ایدل غم عشق ریشه ات کند شماره ۴۱۰ - ببر تو رخت ببستان که نوبهار آمد شماره ۴۱۱ - مغان به پیش بتی گر شبی سلام کنند شماره ۴۱۲ - مطرب امشب راه دیگر میزند شماره ۴۱۳ - فردا که شهیدان تو در حشر بیارند شماره ۴۱۴ - ماه در زلف سیاهش نگرید شماره ۴۱۵ - کشتن عاشق اگر عقاب ندارد شماره ۴۱۶ - سودای زلف آن پری ما را بصحرا میکشد شماره ۴۱۷ - جهد کن جهد که تیرش زکمان میگذرد شماره ۴۱۸ - هر کرا نقش بجانست کی از دل برود شماره ۴۱۹ - زنمک ندیده بودم که کسی شکر بریزد شماره ۴۲۰ - خیره شد عشق که از عقلم نیرو برود شماره ۴۲۱ - آمد رمضان و در میخانه ببستند شماره ۴۲۲ - عاشقان را باغ لالستان بود از داغ و درد شماره ۴۲۳ - چه برخیزد از این سودا کزو دایم شرر خیزد شماره ۴۲۴ - دوست بیدوست بگلشن بتماشا نرود شماره ۴۲۵ - اگر زلف دلاویزش صبا وقتی برافشاند شماره ۴۲۶ - روزی که آن پری زنظرها نهان شود شماره ۴۲۷ - آزار اگر از یار است آزار نباشد شماره ۴۲۸ - خیمه را لیلی چو بالا میکند شماره ۴۲۹ - ساقیا باده که ایام طرب میآید شماره ۴۳۰ - صحبتی از جان مگر در پیش جانان گفته اند شماره ۴۳۱ - از که نالم که چنین یا که چنان با ما کرد شماره ۴۳۲ - سفری چون سفر عشق خطرناک نبود شماره ۴۳۳ - عشق تا حلقه سحر بر در دلها میزد شماره ۴۳۴ - دل که چندی از علایق رسته بود شماره ۴۳۵ - این قوم که غارتگر عقل و دل و دینند شماره ۴۳۶ - در ساغر اگر باه گلنار بخندد شماره ۴۳۷ - آن مست که در میکده مستانه بگرید شماره ۴۳۸ - آتشی میلی ببالا میکند شماره ۴۳۹ - دو جهان در نظر پاک یکی میآید شماره ۴۴۰ - دوشم بدر خیمه لیلی گذر افتاد شماره ۴۴۱ - دلم جز دوست منظوری ندارد شماره ۴۴۲ - خضر گر خوش زندگانی میکند شماره ۴۴۳ - حال دل گشته دگرگون یا رب این سودا چه بود شماره ۴۴۴ - زهر کناره بیغمای گل چه میکوشند شماره ۴۴۵ - بی تو ای قوت روان دل را قوت نبود شماره ۴۴۶ - چنان پیش رخت مهر منیر از تاب میافتد شماره ۴۴۷ - دوش بی لعل تو صد ره بلبم جان آمد شماره ۴۴۸ - شوخ چشمان دلی چو بخراشند شماره ۴۴۹ - بتان که دشمن دین از کرشمه و نازند شماره ۴۵۰ - ساقی امشب زرخت نور دگر میتابد شماره ۴۵۱ - طایف کعبه گر شبی بر حرم تو بگذرد شماره ۴۵۲ - آزادگان بقید تعلق کم او فتند شماره ۴۵۳ - دوستان زود از این شهر کناری گیرید شماره ۴۵۴ - شاهدان گیسو چلیپا میکنند شماره ۴۵۵ - زلفت اصراری که در آزار مردم میکند شماره ۴۵۶ - تکوین خیر و شر نه زشمس و قمر بود شماره ۴۵۷ - خنک آنقوم که در کف می روشن دارند شماره ۴۵۸ - زاهدان را چو بزلف تو سر و کار افتد شماره ۴۵۹ - آن چه گردون که چنین اختر تابان دارد شماره ۴۶۰ - معاشران دغل صاف عشق مینوشند شماره ۴۶۱ - مرغ نوآموز تنگ حوصله باشد شماره ۴۶۲ - یار با ما در انجمن باشد شماره ۴۶۳ - زباغ وصل تو بوی فراق میآید شماره ۴۶۴ - رقیب دعوی عامی بصحن بستان کرد شماره ۴۶۵ - قضای عشرت ماه صیام باید کرد شماره ۴۶۶ - دلی زینش مژه گر جراحتی دارد شماره ۴۶۷ - مطرب این نغمه که بر ساز طرب میبندد شماره ۴۶۸ - عید است مطرب را بگو چنگی به مزمر برکشد شماره ۴۶۹ - گلبنان انجمن خاص بیاراسته اند شماره ۴۷۰ - گرجان نبود زنده بجانانه توان بود شماره ۴۷۱ - تا مهم از خانه سر بر میزند شماره ۴۷۲ - وه که بیدار دلان خواب از افسانه شدند شماره ۴۷۳ - زاهدان بیحد خلل در کار مستان میکنند شماره ۴۷۴ - بی رقیبت شبی ار وصل میسر گردد شماره ۴۷۵ - آتشین مرغ دلم چون به سخن می‌آید شماره ۴۷۶ - شیخ زدین شه زاحتشام بنازد شماره ۴۷۷ - زلیلی حسن کس افزون ندارد شماره ۴۷۸ - گراهل عقل کار به تدبیر بسته اند شماره ۴۷۹ - این دیده باشی هندوئی کز مهر و مه بستر کند شماره ۴۸۰ - پیر میخانه پی دعوت مستان چو درآید شماره ۴۸۱ - باز در پرده دل پرتو دلدار رسید شماره ۴۸۲ - دوش سودای جنونم بسوی صحرا برد شماره ۴۸۳ - مگر که شهر دگر باز در نظر دارد شماره ۴۸۴ - دل دیوانه ززلفت چو رها میگردد شماره ۴۸۵ - عاشق آنست که در هجر شکیبا نشود شماره ۴۸۶ - خیزید و بمی دفتر پرهیز بشوئید شماره ۴۸۷ - روزگاریست که ارباب ریا معتبرند شماره ۴۸۸ - عزت شمرا ار یار تو را خوار پسندد شماره ۴۸۹ - هر که با موی و میان تو میانی دارد شماره ۴۹۰ - نفس وصل تو تمنا میکند شماره ۴۹۱ - نقاب از زلف مشکین چون بروی چون قمر بندد شماره ۴۹۲ - در سینه بازم آتش نمرود میرود شماره ۴۹۳ - زاهد و محتسب و شیخ بهم پیوستند شماره ۴۹۴ - کس نمک با شکر برآمیزد شماره ۴۹۵ - فرخنده بسملی که به تیر نظر کشد شماره ۴۹۶ - عاشق از جور بتان گرچه ملالی دارد شماره ۴۹۷ - رفته صبا پیرامنش کاز خواب بیدارش کند شماره ۴۹۸ - نقاش صنع کاین همه نقش و نگار کرد شماره ۴۹۹ - ساقی زجام کشف از این راز میکند شماره ۵۰۰ - بسکه برخاست مرا از دل غمفرسا دود شماره ۵۰۱ - باد گل بوی سحر مژده زبستان آورد شماره ۵۰۲ - سبزه از خاک برآورد سرو لاله دمید شماره ۵۰۳ - اگر نه بخت من او دایم از چه خواب کند شماره ۵۰۴ - در آن مقام که در جلوه ماه من باشد شماره ۵۰۵ - شمع گر هر نفسی انجمنی بگزیند شماره ۵۰۶ - اسیرعشق شدن عقل را قرار نبود شماره ۵۰۷ - بود آیا که گل نو بچمن باز آید شماره ۵۰۸ - آن پری را خاتم جم لعل می آلود بود شماره ۵۰۹ - طرب آن نیست که ایام بهاری برسد شماره ۵۱۰ - ابر صفت همی کنم خنده و گریه کار خود شماره ۵۱۱ - میخوارگان بساط طرب چون بگسترند شماره ۵۱۲ - از سر چو کله در برم آن ترک براندازد شماره ۵۱۳ - عشق آن باشد که عاشق را زعالم باز دارد شماره ۵۱۴ - آنکه گفتی که بلب سر نهانی دارد شماره ۵۱۵ - آنان که بشمع تو پروانه صفت سوزند شماره ۵۱۶ - عشق گفتی گنهست و گنهی باید کرد شماره ۵۱۷ - ساقیا باده که ایام طربناک آمد شماره ۵۱۸ - نفس باد بهاری دم عیسی دارد شماره ۵۱۹ - میفروشان مددی کار زحد مشگل شد شماره ۵۲۰ - باده صافی شد و گل پرده زرخسار افکند شماره ۵۲۱ - بعهد عشق کجا شیخ و پارسا ماند شماره ۵۲۲ - بوالهوسان گرد تو غوغا کنند شماره ۵۲۳ - باد آن نوشین دهانم کام شیرین میکند شماره ۵۲۴ - ببزم جلوه گر ار روی ماه من باشد شماره ۵۲۵ - مژده ایدل که اویسی زقرن میآید شماره ۵۲۶ - آفرینش را گروهی چار گوهر گفته اند شماره ۵۲۷ - عاقل مدار کار به تدبیر مینهد شماره ۵۲۸ - عشق تا در خم زلف تو گرفتارم کرد شماره ۵۲۹ - ایکه زحی میرسی حالت لیلا چه بود شماره ۵۳۰ - همگی دشمن جان آفت دینند و دلند شماره ۵۳۱ - کسی که با سگ کوی تو آشنا نبود شماره ۵۳۲ - شبی گر بوسه زان شیرین دهانم اتفاق افتد شماره ۵۳۳ - تا سپردی بمن از آن خم مو تاری چند شماره ۵۳۴ - دیدی دلا که عهد شباب و طرب نماند شماره ۵۳۵ - بود آیا که زما پیر مغان یاد کند شماره ۵۳۶ - شعاع آن مه نو چون بطرف بام میافتد شماره ۵۳۷ - بخود پیرایه چون آن سرو سیم اندام میبندد شماره ۵۳۸ - مطرب نوا بپرده عشاق ساز کرد شماره ۵۳۹ - یکجهان غم زچه در سینه تنگم جا کرد شماره ۵۴۰ - ای بهشتی گاه حوری گه پری گاهی بشر شماره ۵۴۱ - دارم بسر زباده دوشین بسی خمار شماره ۵۴۲ - خیمه زد لیلی گلی باز بطرف گلزار شماره ۵۴۳ - کمتر بنفشه بوی کن ای غیرت بهار شماره ۵۴۴ - ای بچین سر زلفت دل عشاق اسیر شماره ۵۴۵ - آهوی تو شیر کرده نخجیر شماره ۵۴۶ - بخور مجلس عاشق نه از عود است و نه عنبر شماره ۵۴۷ - فوج مژگان از اشارات دو چشمت ای پسر شماره ۵۴۸ - خواند دل حورت و شد معترف اینک بقصور شماره ۵۴۹ - با تیغ بر سرم تاخت آن ترک ماه منظر شماره ۵۵۰ - بس خون بی گناهش در سینه بود مدغم شماره ۵۵۱ - وه که از ما جز گنه بر می نیاید هیچکار شماره ۵۵۲ - پیمان بغیر بسته و عهدم شکست یار شماره ۵۵۳ - نه گلشن است از شرر برق در خطر شماره ۵۵۴ - تا بدبستان دل عشق شد آموزگار شماره ۵۵۵ - یارش مخوان که شکوه کند از جفای یار شماره ۵۵۶ - ای چشمِ بَدان ز دیدنت دور شماره ۵۵۷ - وه که مطرب بود امشب بسر رای دگر شماره ۵۵۸ - ای کلک قضا را خط تو حاصل تحریر شماره ۵۵۹ - دیده برهم ننهم جز بحضور اغیار شماره ۵۶۰ - چه ای زلف که گه مشگ دهی گه عنبر شماره ۵۶۱ - باغبانا زحسد چند فرو بندی در شماره ۵۶۲ - زشهر تا مه بیمهر من شده است مسافر شماره ۵۶۳ - پسته خندان گشود و لعل شکربار شماره ۵۶۴ - بی گل رویت یکیست بوی گل و نیش خار شماره ۵۶۵ - دیده نظر باز و رخت بی نظیر شماره ۵۶۶ - زینهار ای معاشران زنهار شماره ۵۶۷ - زآن صافی صوفی زآن درد صفا پرور شماره ۵۶۸ - کی شنیدستی هلالی خیزد از بدر منیر شماره ۵۶۹ - خرامد گر بفرخار آن بت مهروی و مه پیکر شماره ۵۷۰ - عقل را از جنون بنه زنجیر شماره ۵۷۱ - غمزه بود مست و نظر هوشیار شماره ۵۷۲ - گرفت پرده زرخسار شاهد منظور شماره ۵۷۳ - گر توئی ساقی ما باده خلر چه ضرور شماره ۵۷۴ - هر کرا نقش نبسته بضمیر آیه نور شماره ۵۷۵ - دانشوران بفضل و هنر کرده افتخار شماره ۵۷۶ - منم بگرفته دل از وصل دلبر شماره ۵۷۷ - بحث حکمت چه میکنی برخیز شماره ۵۷۸ - عشق کرد آدم از ملک ممتاز شماره ۵۷۹ - ای به بالات راست کسوت ناز شماره ۵۸۰ - شب قدر است این یا صبح نوروز شماره ۵۸۱ - پرشکوه دلی دارم از خون جگر لبریز شماره ۵۸۲ - از ما کند دریغ چو جور و جفا هنوز شماره ۵۸۳ - از جهان و جهانیان بگریز شماره ۵۸۴ - حلاوتی که چشیدم از آن دهان امروز شماره ۵۸۵ - تا چند نافه ریزی از آنزلف مشک بیز شماره ۵۸۶ - امشب ایشمع انجمن افروز شماره ۵۸۷ - بر گل فشاند غالیه از زلف مشک بیز شماره ۵۸۸ - خیز ای کمند آه و در زلف او درآویز شماره ۵۸۹ - ایساقی آتش دست زآن آب شرار انگیز شماره ۵۹۰ - بساز مطرب مجلس نوای شورانگیز شماره ۵۹۱ - آن را که با تو نیست مجال کنار و بوس شماره ۵۹۲ - درد چون دادی طبیب از ناتوان خود بپرس شماره ۵۹۳ - دل چو افغان برکشد پروا نمیدارد زکس شماره ۵۹۴ - رتبه عشق برونست زادراک قیاس شماره ۵۹۵ - نبرد ره بکوی لیلی کس شماره ۵۹۶ - رفت صیاد و مرا بگذاشت تنها در قفس شماره ۵۹۷ - در آبحلقه مستان زننگ و نام مترس شماره ۵۹۸ - کی در بهاران دیده ای بلبل فرو بندد نفس شماره ۵۹۹ - حذر از تیر آن ترک قزلباش شماره ۶۰۰ - شهد آن بوسه که خوردم زلب شیرینش شماره ۶۰۱ - آنکه سلامت جهان آمده در سلامتش شماره ۶۰۲ - چمن امروز شده از اثر باران خوش شماره ۶۰۳ - هر کرا خواندی از نکویانش شماره ۶۰۴ - این چه بلبل که چو گوش کند آوازش شماره ۶۰۵ - هر کرا بار میدهد یارش شماره ۶۰۶ - ساقیا مستند چشمانت دمی هشیار باش شماره ۶۰۷ - تا که در میخانه وحدت علی شد میفروش شماره ۶۰۸ - حدیثی دیگری کرده مگر گوش شماره ۶۰۹ - هر که سری بسر نهد یارش شماره ۶۱۰ - چه اختر بود طالع در شب دوش شماره ۶۱۱ - بر عشق صبر میکنم و بر جراحتش شماره ۶۱۲ - گرم چو جامه بگیری شبی تو در بر خویش شماره ۶۱۳ - چشم مهجور کی بود خوابش شماره ۶۱۴ - زلفین تو تا مروحه دارند بر آتش شماره ۶۱۵ - عام است پیر میکده ما کرامتش شماره ۶۱۶ - دل نمک سود لعل خندانش شماره ۶۱۷ - نقد روان مرا بکف تا به تو برفشانمش شماره ۶۱۸ - شبی کان کودکم آید در آغوش شماره ۶۱۹ - روزگاریست که کاری عجبم آمده پیش شماره ۶۲۰ - ایدل نگفتمت بنشین خوش بجای خویش شماره ۶۲۱ - شد اتفاق شب دوش گفتگو بمنش شماره ۶۲۲ - عاشق ار کامل است ایمانش شماره ۶۲۳ - باغبانت چون صلا در داد در گلزار خویش شماره ۶۲۴ - ساقیا فصل بهار است غنیمت دانش شماره ۶۲۵ - ای باغبان که گفت که گل را به خار بخش شماره ۶۲۶ - بازآ صنما نرمک بنشین بسرا خوشخوش شماره ۶۲۷ - ایکه با عشق آشنائی از خرد بیگانه باش شماره ۶۲۸ - خرقه صورت بسوزان کسوت معنی بپوش شماره ۶۲۹ - دلی کز هجر طاق ابرویت طاقت بود طاقش شماره ۶۳۰ - آن غزالی که من از غمزه شدم نخجیرش شماره ۶۳۱ - چشم دارم مرا نظارت بخش شماره ۶۳۲ - یافتی از کمند هجر خلاص شماره ۶۳۳ - ای کرده آفتاب زروی تو تاب قرض شماره ۶۳۴ - عشق پیرانه سرم انگیخته در دل نشاط شماره ۶۳۵ - آفتاب عشق در آئینه جان زد شعاع شماره ۶۳۶ - هلال غره شعبان زچرخ کردطلوع شماره ۶۳۷ - کافور بیخت ابر چو بر بوستان باغ شماره ۶۳۸ - نمیتابی چرا ایشمع در کاشانه عاشق شماره ۶۳۹ - تا گل روی تو از شرم که شد غرق عرق شماره ۶۴۰ - صد گل شگفت صبحدم از بوستان عشق شماره ۶۴۱ - عاقلان دیوانه تدبیر عشق شماره ۶۴۲ - بر بی نیاز قابل نبود نماز عاشق شماره ۶۴۳ - مدتی بستم لب از گفتار عشق شماره ۶۴۴ - امشبم خورشید سرزد از وثاق شماره ۶۴۵ - بس عجب داری که دیدی لعل خوبان از نمک شماره ۶۴۶ - ای رفته و باز آمده سرمست وغضبناک شماره ۶۴۷ - نوبهار است و برآورد گل رعنا خاک شماره ۶۴۸ - گل پیش رخ تو باخته رنگ شماره ۶۴۹ - ترک چشمت صنما گر چه علیل است علیل شماره ۶۵۰ - حسن بدیع تو ای خجسته شمایل شماره ۶۵۱ - خسرو شیرین لبان توئی بشمایل شماره ۶۵۲ - دلی که عشق بود در طبیعتش مجبول شماره ۶۵۳ - جز عشق نیکوان که بود اصل هر اصول شماره ۶۵۴ - حدیث عشق بازی را مپرس از عارف عاقل شماره ۶۵۵ - مرا بغیر تو خاطر کجا شود مشغول شماره ۶۵۶ - شب فراق درآمد برفت روز وصال شماره ۶۵۷ - بده ای ساقی آتشی سیال شماره ۶۵۸ - شکار کیستم یا رب بخاک و خون طپان بسمل شماره ۶۵۹ - میرفت و هزار دل دنبال شماره ۶۶۰ - مدعی تا چند میپرسی تو از اسرار دل شماره ۶۶۱ - بختی عقلم بگسسته عقال شماره ۶۶۲ - زهمرهان مجازی کناره کن ایدل شماره ۶۶۳ - محرمی کو که بگویم غم دیرینه دل شماره ۶۶۴ - زبحر عشق مجوئید همرهان ساحل شماره ۶۶۵ - بغیر من که فتاد است بارم اندر گل شماره ۶۶۶ - بر برگ سمن میزنی از مشک طری خال شماره ۶۶۷ - بنشست بتا نقش تو تا در حرم دل شماره ۶۶۸ - ابر برکشت من ار گشت زامساک بخیل شماره ۶۶۹ - گفتی زفراق یار چونم شماره ۶۷۰ - زلفین تو را موی بمو گشتم و دیدم شماره ۶۷۱ - دوش با باد دمی شکوه زهجران کردم شماره ۶۷۲ - دل ببر داشت فغانی و گمان میکردم شماره ۶۷۳ - با تف عشق ما در افتادیم شماره ۶۷۴ - عاشق و می پرست و شیدائیم شماره ۶۷۵ - من و شمع دوش حرفی بمیان نهاده بودیم شماره ۶۷۶ - وصال دوست بمحشر زبس یقین دارم شماره ۶۷۷ - ای من اسیر زلف خم اندر خمت شوم شماره ۶۷۸ - همچو یعقوب زنو مصلحتی ساخته ام شماره ۶۷۹ - بصد امید سوی کوی دلستان رفتم شماره ۶۸۰ - نه همین عشق تو آمد پی تسخیر دلم شماره ۶۸۱ - رند و مستم دگر نمیدانم شماره ۶۸۲ - خاک شیراز اگرچه شده دامن گیرم شماره ۶۸۳ - نغمات عجب زند تارم شماره ۶۸۴ - همه شب هم سفر باد سحرگاه شدم شماره ۶۸۵ - همتی ساقیا که مخمورم شماره ۶۸۶ - شور از آن لعل پرشکر دارم شماره ۶۸۷ - زمشکین موی و روی ای لعبت روم شماره ۶۸۸ - سالها رفت که ای عشق نگیری خبرم شماره ۶۸۹ - مانده بر دست این دل صد پاره ام شماره ۶۹۰ - تا عطف عنان کرد زآفاق خیالم شماره ۶۹۱ - رحمی ای ساقی که از دیر و حرم بیگانه ام شماره ۶۹۲ - محراب نخواهم خم ابروی تو دارم شماره ۶۹۳ - زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم شماره ۶۹۴ - تا بسرشوری از آن خسرو شیرین دارم شماره ۶۹۵ - نشایدم چو دل از مهر یار برگیرم شماره ۶۹۶ - لاابالی وار تارند و قلندر گشته ایم شماره ۶۹۷ - رحمی ای عشق که من مانده بچنگ هوسم شماره ۶۹۸ - عشق عقل سوز ببخشا بحالتم شماره ۶۹۹ - وحشی صفت از خلق رمیدیم رمیدیم شماره ۷۰۰ - مدتی بود که دور از در جانان بودم شماره ۷۰۱ - آخر ای پیر خرابات نه من مخمورم شماره ۷۰۲ - چون نیست ره که بر سر کوی تو بگذریم شماره ۷۰۳ - سیل اشکم بشب هجر چو پیوست بهم شماره ۷۰۴ - گردر میکده شهر به بستند چه غم شماره ۷۰۵ - یاد باد آنکه گلستان پر از گل بودم شماره ۷۰۶ - عهد کردم که بجز حرف غم عشق نگویم شماره ۷۰۷ - جام جم راح آتشین دارم ‏ شماره ۷۰۸ - تا خماری بسر از نشه ای دوشین دارم شماره ۷۰۹ - تا که بر طور دل این آتش سودازده ایم شماره ۷۱۰ - تا در آئینه رویت صنما مینگرم شماره ۷۱۱ - تا خم زلف بتان آمده زنار دلم شماره ۷۱۲ - بر بهشت رخت آن خال که دیدم گفتم شماره ۷۱۳ - از دیدنت همی نه زخود بیخبر شدم شماره ۷۱۴ - نه پندارم که دیگر در جهان اغیار می بینم شماره ۷۱۵ - برخیز تا بکوی مغان التجا کنیم شماره ۷۱۶ - در چه نخشب ماهی دیدم شماره ۷۱۷ - سروشی دوش در مستی زجانان کرد پیغامم شماره ۷۱۸ - در خرابات مغان تا که پناهی داریم شماره ۷۱۹ - خواهی که بخاک ره بمیرم شماره ۷۲۰ - با تو عمریست که تا نرد نظرم میبازم شماره ۷۲۱ - منکه در میکده منزل بود از آغازم شماره ۷۲۲ - عکس جمال این و آن هر چه فتاد در دلم شماره ۷۲۳ - شبی که بی تو بود شمع برنیفروزم شماره ۷۲۴ - ایکه شد ما در فکرت پی وصف تو عقیم شماره ۷۲۵ - شکایت از خم زلفین یار چون گویم شماره ۷۲۶ - ما زازل رند و مست و باده پرستیم شماره ۷۲۷ - تا که در حلقه زلف تو پناهی داریم شماره ۷۲۸ - چون خال هندوی تو بر آتش نشسته ایم شماره ۷۲۹ - وقتی زفراق رنجه بودم شماره ۷۳۰ - بر آن سرم که بگرد وفا و مهر نگردم شماره ۷۳۱ - رفت بخشم دلبر و رحم نکرد بر دلم شماره ۷۳۲ - تا چه شکوه بود از اختر نامسعودم شماره ۷۳۳ - باگه در ملک فقر سلطانیم شماره ۷۳۴ - گمان مدار که من از گزند مار بنالم شماره ۷۳۵ - در سلسله آرد کاش آن زلف دلاویزم شماره ۷۳۶ - همای عشق تو افکند سایه ی بسرم شماره ۷۳۷ - زلف تو تا گرفته ام با همه در کشاکشم شماره ۷۳۸ - چه زنم لاف که اوصاف تو را میدانم شماره ۷۳۹ - زاهد شهر نیم تا به تو تزویر کنم شماره ۷۴۰ - مکن ملامت دل کاو بخالت از ره رفت شماره ۷۴۱ - بود چو زهر رقیب ار بیاورد شکرم شماره ۷۴۲ - شاهد عید از در آمد شد زدل اندوه بیم شماره ۷۴۳ - گفتمش بسته آن طره پرچین توام شماره ۷۴۴ - من آن نیم که بجز بار عشق یار کشم شماره ۷۴۵ - هر که در میکده عشق شد امروز مقیم شماره ۷۴۶ - چگونه از لب جانانه کام برگیرم شماره ۷۴۷ - مرا چه کار بشکر لبان سیم اندام شماره ۷۴۸ - بندم از زلف و خط سلسله مویان زنار شماره ۷۴۹ - ببست غمزه شوخت بزلف دلبندم شماره ۷۵۰ - چند همچون مرغ شب از تاب خور پنهان شوم شماره ۷۵۱ - من عاشق بتانم و این کار میکنم شماره ۷۵۲ - مرده گان را از دم عیسی حیاتی تازه بود شماره ۷۵۳ - آن ترک که غارتگر صبر است و سکونم شماره ۷۵۴ - گشتیم جهان در طلب باز نشستیم شماره ۷۵۵ - از که آوردی ای صبا پیغام شماره ۷۵۶ - ای آفت دین و خصم اسلام شماره ۷۵۷ - چگونه چشمه خورشید را بخاک بپوشم شماره ۷۵۸ - گلعذاران گلستانی داشتم شماره ۷۵۹ - چندانکه وفا کردم و اظهار ارادت شماره ۷۶۰ - وقت کاخ است همان به که بصحرا نرویم شماره ۷۶۱ - ما سالک کوی می فروشیم شماره ۷۶۲ - بسکه مستغرق سودای تو بی خویشتنم شماره ۷۶۳ - گفتم که بمی آتش عشقت بنشانم شماره ۷۶۴ - آیا که داده فتوی بر بی گناهیم شماره ۷۶۵ - خواستم حرف عشق ننگارم شماره ۷۶۶ - زآن سرو زلف نافه بگشایم شماره ۷۶۷ - مجالی نیست کز شور رقیبان با تو پیوندم شماره ۷۶۸ - حاشا که بجز تو بخیال دگرستم شماره ۷۶۹ - تو مگو که ناسزا بود خدایت ار بگفتم شماره ۷۷۰ - من که نتوانم هوس را پای در دامن کشم شماره ۷۷۱ - زد هجر بصبح وصال فالم شماره ۷۷۲ - حاشا که توانم گفت آن راز که من دانم شماره ۷۷۳ - ساقی بیار بوسم کز می خمار دارم شماره ۷۷۴ - ای مظهر جان آفرین جانی تو از سر تا قدم شماره ۷۷۵ - گفته بودی که زکویت بملامت بروم شماره ۷۷۶ - نه توبه زاهد پیمانه بد که بشکستم شماره ۷۷۷ - منصور صفت سر بسردار بدیدیم شماره ۷۷۸ - این می که داد کز او سر بی خمار دارم شماره ۷۷۹ - یارب که دهد آب باین تخم که کشتیم شماره ۷۸۰ - بباغ عشق بجز میوه فراق ندیدم شماره ۷۸۱ - آن لب شیرین چو جام بوسیدم و باز آمدم شماره ۷۸۲ - بروزگار اگر کار اختیار کنم شماره ۷۸۳ - مه روزه است بیا ساز ریا برگیریم شماره ۷۸۴ - بزنی اگر بتیرم نظر از تو برنگیرم شماره ۷۸۵ - با همه کثرت چه شد تا دم زتنهائی زدم شماره ۷۸۶ - غباری گردم و روزی بدامان تو بنشینم شماره ۷۸۷ - دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم شماره ۷۸۸ - بکام دل شبی گر بوسی از لعل تو بستانم شماره ۷۸۹ - بیهده عمری بصرف مهر خوبان کرده ایم شماره ۷۹۰ - زشکنجه گر بمیرم نظر از تو برنگیرم شماره ۷۹۱ - دست گفتیم بران زلف چلیپا بزنیم شماره ۷۹۲ - ایکه دل برده ای از دست زچشم سیهم شماره ۷۹۳ - عشق خضر است و من گمشده اندر ظلماتم شماره ۷۹۴ - مقبول میفروش گر افتاد خدمتم شماره ۷۹۵ - ثمر از نخل عیش دهر غیر از غم نمی بینم شماره ۷۹۶ - آتش کیست که من دیگ صفت در جوشم شماره ۷۹۷ - بکفر زلف آن ترسا بچه تا دین و دل دادم شماره ۷۹۸ - بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم شماره ۷۹۹ - گمان کردم که در هجرت شبی خاموش بنشینم شماره ۸۰۰ - نوبتی نو میزنی ای نوبتی امشب بنام شماره ۸۰۱ - قومی زنند لاف که اهل شریعتیم شماره ۸۰۲ - زخمها از شیخ و زاهد بی حد و مر خورده ام شماره ۸۰۳ - زعقلم جان بتنگ آمد دل دیوانگی دارم شماره ۸۰۴ - چو کوفت نوبتی پادشاه نوبت بام شماره ۸۰۵ - ای ماهروی خرگهی ای صاحب تاج مهی شماره ۸۰۶ - تا که عکس تو به بتخانه آذر افتاد شماره ۸۰۷ - چنان بطره لیلای خویش مفتونم شماره ۸۰۸ - ای زده بر خط مشکین بر گل سوری رقم شماره ۸۰۹ - بوستان باغ بهشت است و عیان می‌بینم شماره ۸۱۰ - شدم آشفته همسایه به عشق خانه‌سوز امشب شماره ۸۱۱ - ناله زار زیر و بم اشک روان دمبدم شماره ۸۱۲ - من به بیداری شبهای غمت معروفم شماره ۸۱۳ - ما دین و دل چو جم بکف جام داده ایم شماره ۸۱۴ - ما زسودای گل و از بوستان آسوده ایم شماره ۸۱۵ - زآن دهانم داد دشنامی که من میخواستم شماره ۸۱۶ - بگذر از سرخی رنگم که چو لاله در باغ شماره ۸۱۷ - زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم شماره ۸۱۸ - بغیر دست دل خود که بود بر دستم شماره ۸۱۹ - بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم شماره ۸۲۰ - گمان کردم که درهجرت شبی خاموش بنشینم شماره ۸۲۱ - مقبول میفروش گر افتاد خدمتم شماره ۸۲۲ - ثمر از نخل عیش دهر غیر از غم نمی بینم شماره ۸۲۳ - آتش کیست که من دیگ صفت در جوشم شماره ۸۲۴ - بکفر زلف آن ترسا بچه تا دین و دل دادم شماره ۸۲۵ - ای ماهروی خرگهی ای صاحب تاج مهی شماره ۸۲۶ - زعقلم جان بتنگ آمد دل دیوانگی دارم شماره ۸۲۷ - تا کرد ادیب عشق یک نکته مرا تعلیم شماره ۸۲۸ - ناله زار زیر و بم اشک روان دمبدم شماره ۸۲۹ - من به بیداری شبهای غمت معروفم شماره ۸۳۰ - چنان بطره لیلای خویش مفتونم شماره ۸۳۱ - منکه در دشت جنون پیشرو مجنونم شماره ۸۳۲ - ای زده بر خط مشگین بر گل سوری رقم شماره ۸۳۳ - بوستان باغ بهشتست و عیان می بینم شماره ۸۳۴ - زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم شماره ۸۳۵ - بغیر دست دل خود که بود بر دستم شماره ۸۳۶ - ما دین و دل چو جم بکف جام داده ایم شماره ۸۳۷ - ما زسودای گل و از بوستان آسوده ایم شماره ۸۳۸ - زآن دهانم داد دشنامی که من میخواستم شماره ۸۳۹ - در گلستان محبت گل داغی دارم شماره ۸۴۰ - بیا تا آفتاب می بماه ساغر اندازیم شماره ۸۴۱ - روزگاریست بمیخانه گذاری دارم شماره ۸۴۲ - عشق چوپان بود و ما همه عالم گله ایم شماره ۸۴۳ - همتی ای میفروشان تشنه کامم تشنه کام شماره ۸۴۴ - بگلزار غم عشق تو من آنمرغ خاموشم شماره ۸۴۵ - ما گدایان در میخانه ایم شماره ۸۴۶ - چندان بکویت ما پا فشردیم شماره ۸۴۷ - شب وصلست بیا باده بساغر فکنیم شماره ۸۴۸ - بتا از غمزه کافر ربودی چون دل و دینم شماره ۸۴۹ - همرهان همتی که نوسفرم شماره ۸۵۰ - نیست راهی بحرم تا که مناجات بریم شماره ۸۵۱ - چندیست که از زمزمه عشق خموشم شماره ۸۵۲ - من ز فعل زشت خود ای همدمان مستوحشم شماره ۸۵۳ - مگو که شرح فراق تو را شماره نکردم شماره ۸۵۴ - بجانت ای جوان کز جان خویشت دوست تر دارم شماره ۸۵۵ - آنروز که از خواب عدم دیده گشودیم شماره ۸۵۶ - برآ زجامه نیل ای نگار سیم اندام شماره ۸۵۷ - مطرب چه پرده زد که زپرده برآمدیم شماره ۸۵۸ - مطرب تو راه میزنی از ساز دلکشم شماره ۸۵۹ - خبرت هست که چون با تو در آمیخته ام شماره ۸۶۰ - منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتم شماره ۸۶۱ - سر قدم کردم زشوق و دست از پا میکشم شماره ۸۶۲ - نار ابراهیم شد نور کلیم شماره ۸۶۳ - از دهان تو حدیثی چو بوهم اندیشم شماره ۸۶۴ - زبسکه مهر تو آمیخته بجان و تنم شماره ۸۶۵ - ما زآزادگان پادشهیم شماره ۸۶۶ - ایکه بجاه و منزلت ره نبرد خیال من شماره ۸۶۷ - چند با چشمه خور روی تو نتوان دیدن شماره ۸۶۸ - شک نیست که شکر لب و بسته دهن است آن شماره ۸۶۹ - طره عنبرین پریشان کن شماره ۸۷۰ - ای آه خدا را سوی لیلا سفری کن شماره ۸۷۱ - ای مار زلفین سیه ای عقرب جرار من شماره ۸۷۲ - گو بمجنون کز من آموزد دگر درس جنون شماره ۸۷۳ - نیمه شب ای برق آه من شرری زن شماره ۸۷۴ - ای کرده نهان تنگ شکر را بنمکدان شماره ۸۷۵ - نمیگردد سپهر الا بحکم رای درویشان شماره ۸۷۶ - دلا با خوبرویان عهد بستن شماره ۸۷۷ - چون دست رس نداری ای دل بوصل جانان شماره ۸۷۸ - چه ای ای عشق که دیدار تو نتوان دیدن شماره ۸۷۹ - ای ز سنبل پرده بسته بر سمن شماره ۸۸۰ - چگونه شکر گویم زطالع میمون شماره ۸۸۱ - حدیث دوستان عیب است پیش دشمنان گفتن شماره ۸۸۲ - ندیدم دشمنان گشته حبیبان شماره ۸۸۳ - در آن دهان نگنجد از این بیشتر سخن شماره ۸۸۴ - دوستت گر دست داد اندیشه دشمن مکن شماره ۸۸۵ - فحشی زلبت تو وقف ما کن شماره ۸۸۶ - مبند الفت دلا با ماه رویان شماره ۸۸۷ - چشمکان چنگیز و رخ روم و خم گیسوختن شماره ۸۸۸ - زاهدا ذوق بهشتت هست بر آن روبین شماره ۸۸۹ - با کثرت رقیب کنم خلوت انجمن شماره ۸۹۰ - صرف خیال دوست شد منصب و جاه و مال من شماره ۸۹۱ - دعوی عشق میکنم کذب شده دعای من شماره ۸۹۲ - من بهوای نوگلی نغمه سرا و بلبلان شماره ۸۹۳ - بدرد خوی گرفته دل از پی درمان شماره ۸۹۴ - مرا سودای آن گیسوی پرچین شماره ۸۹۵ - وه که بناف خون شود نافه آهوان چین شماره ۸۹۶ - ایکه زباده ی ازل هست بلعل تو نشان شماره ۸۹۷ - تابکی ایچشم مست فتنه برانگیختن شماره ۸۹۸ - نسزد بباد دادن خم زلف عنبر افشان شماره ۸۹۹ - حذر کن ای دل از زخم کمند غمزه خوبان شماره ۹۰۰ - رقیب کرده بباغ تو عزم گردیدن شماره ۹۰۱ - ابریست کاو ندارد آثار فیض باران شماره ۹۰۲ - من نتوانم ز دوست دیده فرو دوختن شماره ۹۰۳ - بخرند ناز معشوق بجان نیازمندان شماره ۹۰۴ - زین بادیه چون رفت مه نوسفر من شماره ۹۰۵ - مرا ز عشق بسی منت است بر گردن شماره ۹۰۶ - ای سرا پا فتنه وای فتنه بر روی تو من شماره ۹۰۷ - گر بظاهر برکنی تو کسوت فقرم زتن شماره ۹۰۸ - دلا مسافرت از این دیار ویران کن شماره ۹۰۹ - ای حرف سر زلف تو سودای حریفان شماره ۹۱۰ - حدیث عشق از مستان شنو ایدل نه هوشیاران شماره ۹۱۱ - خبر زمصر که دارد بشیر کیست عزیزان شماره ۹۱۲ - تا چند چو گوئی تو بچوگان نکویان شماره ۹۱۳ - دور از او چشم بد بزم وصالست این شماره ۹۱۴ - گشوده اند در خانه باز خماران شماره ۹۱۵ - دلا به راه سحرگاه شمع روشن کن شماره ۹۱۶ - همایون است امشب بخت و دولت شد قرین من شماره ۹۱۷ - پا بر سر خم نهاده مستان شماره ۹۱۸ - نیش غم تو نوش جان حنظل عشق قند من شماره ۹۱۹ - ساقیا منکه خرابم زنو آبادم کن شماره ۹۲۰ - رفته بباغ و و بوستان دسته بدسته دوستان شماره ۹۲۱ - پیران ز چاره عاجز در کار این جوانان شماره ۹۲۲ - فخرت ای جم بجز از جام چه خواهد بودن شماره ۹۲۳ - خیز یک ساغر شراب بزن شماره ۹۲۴ - شبها ببزم غیر توئی شمع انجمن شماره ۹۲۵ - گوش بر افسانه اغیار سنگین دل مکن شماره ۹۲۶ - دری بود نصیحت جانا بگوش کن شماره ۹۲۷ - ای خسروان صورت رحمی باین گدایان شماره ۹۲۸ - بآن امید که مطلب بر او شود روشن شماره ۹۲۹ - ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن شماره ۹۳۰ - شاهی طلبی خود بدر عشق گدا کن شماره ۹۳۱ - برق زند بباغ ما ابر بکشت دیگران شماره ۹۳۲ - نه همین مهر تو آمیخت بآب و گل من شماره ۹۳۳ - شبی زشمع رخت بزم ما منور کن شماره ۹۳۴ - کله بست از مشک تر صبح همایون فال من شماره ۹۳۵ - عید است نگارینا سرپنجه نگارین کن شماره ۹۳۶ - بلبل خوش نوا بکش نغمه زصوت خار کن شماره ۹۳۷ - ساقی بجان جم میم اندر پیاله کن شماره ۹۳۸ - نوروز عجم آمده و عید همایون شماره ۹۳۹ - ایدل سمندر نا شده بر آتش روشن مزن شماره ۹۴۰ - در شب تاریک هجران جز می روشن مزن شماره ۹۴۱ - ماند بزیر بار ناز این دل نو نیاز من شماره ۹۴۲ - مدد ای عشق که از عقل در آزارم من شماره ۹۴۳ - رحمی ای عشق خدا را تو بحیرانی من شماره ۹۴۴ - مهی تابیده از مشکوی مشکین شماره ۹۴۵ - تا کی ای پیر مغان میکده را در بستن شماره ۹۴۶ - مرحبا ای سحاب درافشان شماره ۹۴۷ - تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن شماره ۹۴۸ - ماه ذیعقده است ای ساقی قعود از جنگ کن شماره ۹۴۹ - ساقیا مخوری از می خیز و جامی نوش کن شماره ۹۵۰ - مطرب از راستی نوا سر کن شماره ۹۵۱ - رحمی ای عشق بیا بر سر سودائی من شماره ۹۵۲ - افتاده سرشکم زپی نرگس جادو شماره ۹۵۳ - دریغ از گردش دوران و دور بی ثبات او شماره ۹۵۴ - ما دردمند عشقیم عطار که دوا کو شماره ۹۵۵ - تا که بکام مدعی شد لب جانفزای تو شماره ۹۵۶ - ای نوسفر که سوختم اندر هوای تو شماره ۹۵۷ - تا نکنم بپیش کس شکوه زتند خوی او شماره ۹۵۸ - گرنه زشکر و نمک آمیخت کام تو شماره ۹۵۹ - کمانی سخت تر نبود زابرو شماره ۹۶۰ - ای یار سفر کرده نیاید خبر از تو شماره ۹۶۱ - حذر کن ای دل از آن چشم و ابرو شماره ۹۶۲ - ملک دل و جان گرفت عشق جهانگیر او شماره ۹۶۳ - آنچه ببغداد کرد تیغ هلاکو شماره ۹۶۴ - با مه و آفتاب شد طلعت تو چو روبرو شماره ۹۶۵ - عاشق گریختن نتواند زبند او شماره ۹۶۶ - شور جنونم میکشد زنجیر کو زنجیر کو شماره ۹۶۷ - بنده پیر خراباتم و پیمانه او شماره ۹۶۸ - بیا که چون خم زلفت مشوشم بی تو شماره ۹۶۹ - این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو شماره ۹۷۰ - باز بهم برآمده طره مشکبوی تو شماره ۹۷۱ - خیز ای صوفی سالوس وز میخانه رو شماره ۹۷۲ - دارد قرابتی دل من با دهان تو شماره ۹۷۳ - خورشید نهد هر روز بر خاک درتو رو شماره ۹۷۴ - دلا بگریزم از زاهد و یا خمار یا هر دو شماره ۹۷۵ - گر بختا و چین برد باد شمیم موی تو شماره ۹۷۶ - کشته دهقان درود در نگر این شیوه نو شماره ۹۷۷ - گرم رقیب براند بتا زمنزل تو شماره ۹۷۸ - جان کیست تا که سر بکشد از کمند تو شماره ۹۷۹ - سنبل باغ شانه زد گیسو شماره ۹۸۰ - ظاهرا پنهان گذشت از کوی تو شماره ۹۸۱ - ماه دو هفته هفته ای از رخ نهفته ای شماره ۹۸۲ - بسومنات اگر ساختند بتکده ای شماره ۹۸۳ - ابرویت چیست مد بسم الله شماره ۹۸۴ - دوش در آمد از درم ماهی نه فرشته ای شماره ۹۸۵ - دوش خوردم از می وحدت سحر پیمانه ای شماره ۹۸۶ - چو ترک چشم تو خونخوار شد آهسته آهسته شماره ۹۸۷ - گفتم از سلسله زلف تو دارم گله ای شماره ۹۸۸ - حسنت نهاده دانه دامی عجب براه شماره ۹۸۹ - عاشقانرا جز لب تو باده مستانه نه شماره ۹۹۰ - بزنجیر جفائی گر نشد بخت دژم بسته شماره ۹۹۱ - دانست و هست و بود تو را مظهر آینه شماره ۹۹۲ - در همه شهر حاضری در بر ما نشسته ای شماره ۹۹۳ - آن می که از شعاعش آتش زند زبانه شماره ۹۹۴ - اصل ناپیدا و عکسی در میان افکنده ای شماره ۹۹۵ - ایکه جان داری فدا کن در ره جانانه ای شماره ۹۹۶ - ما را عبث نبود که از بزم رانده ای شماره ۹۹۷ - گرنه ای چشم سیه بهر شکار آمده ای شماره ۹۹۸ - ای نسیم از چیست زلفش را پریشان کرده ای شماره ۹۹۹ - شکر گویم یا شکایت از تو ای شاه سیاه شماره ۱۰۰۰ - ای زلف پرشکن تو سرا پا شکسته ای شماره ۱۰۰۱ - عید است و ساقی با قدح سرمست و خمار آمده شماره ۱۰۰۲ - مطرب مجلس کجاست چنگ و چغانه شماره ۱۰۰۳ - شب گذشته چو مه زد علم بر این خرگاه شماره ۱۰۰۴ - شبها که شمع من توئی هم خود شبان داج به شماره ۱۰۰۵ - بمسجد رخنه ای بگشای ای زاهد زمیخانه شماره ۱۰۰۶ - ارغوان است که با غالیه آمیخته ای شماره ۱۰۰۷ - با سپاه مژه از قتل که باز آمده ای شماره ۱۰۰۸ - ای هجر تو چو کوه و دل مستمند کاه شماره ۱۰۰۹ - خصم با انبوه لشکر آمد و خیل سپاه شماره ۱۰۱۰ - آید از عشق کار شایسته شماره ۱۰۱۱ - گوی داند که بچوگان کسی افتاده شماره ۱۰۱۲ - گلزار عشق چون تو نهالی نیافته شماره ۱۰۱۳ - ساقی بباد دوست کرم کن پیاله ای شماره ۱۰۱۴ - گسترده اند مستان از پرنیان ساده شماره ۱۰۱۵ - ای دل بیا و نقش بتان بر کنار نه شماره ۱۰۱۶ - گر تو پروانه بآتش نکنی بازی به شماره ۱۰۱۷ - با سیخ مژه آمده آن یار سرابیده شماره ۱۰۱۸ - زابروان تیغ دو سر بر مه و مهر آخته ای شماره ۱۰۱۹ - زانبوه رقیبانم مجال دید دلبر نه شماره ۱۰۲۰ - آمد بگفتار آن لعل دلخواه شماره ۱۰۲۱ - ما نداریم نظر بر می و بر میخانه شماره ۱۰۲۲ - ای لبت بر خون مردم تشنه چشمت گرسنه شماره ۱۰۲۳ - شهر بیدار از آن مردم خواب آلوده شماره ۱۰۲۴ - از جرس دیدی فغان برخاسته شماره ۱۰۲۵ - بر چهره باز زلف چلیپا شکسته ای شماره ۱۰۲۶ - زمویت سنبل بویا شکسته شماره ۱۰۲۷ - ای مو بر آفتاب تو مشکین کلاله ای شماره ۱۰۲۸ - زآن دل آرا بگویم یا نه شماره ۱۰۲۹ - دلم بهرزه بسودای خام افتاده شماره ۱۰۳۰ - جسمم چو شمع در غم جانان گداخته شماره ۱۰۳۱ - یک پشته مشک تاتار بر دوش خویش بسته شماره ۱۰۳۲ - بجز زلف تو کفر و غیر چشمان تو ساحر نه شماره ۱۰۳۳ - مرا کز عشق تو در هر سخن صد داستان بسته شماره ۱۰۳۴ - بر این جا آن بلا بالا گرفته شماره ۱۰۳۵ - دوش بی ما صنما ساغر صهبا زده ای شماره ۱۰۳۶ - چه اعتبار بسرو است چون تو در چمنی شماره ۱۰۳۷ - نیست یعقوب را چو تو پسری شماره ۱۰۳۸ - تو که در چشم چنین غمزه کافر داری شماره ۱۰۳۹ - بر سمن تا خطی از غالیه تحریر نکردی شماره ۱۰۴۰ - ایکه بر عارض افروخته بر دل ناری شماره ۱۰۴۱ - تو هم ای مرغ دل بر گل بخوان از عشق دستانی شماره ۱۰۴۲ - چند مسافرت دلا سوی حجاز میکنی شماره ۱۰۴۳ - آفت دین و دل و فتنه هر مرد و زنی شماره ۱۰۴۴ - صوفی صومعه که زد دوش دم از قلندری شماره ۱۰۴۵ - زآن آب که چون آتش از مرد برد خامی شماره ۱۰۴۶ - که گفت ایدل کز اسرار محبت باخبری گردی شماره ۱۰۴۷ - ای خوشا آن سر که گردد گوی چوگان سواری شماره ۱۰۴۸ - بچین زلف تو پیوسته با چشم تو ابروئی شماره ۱۰۴۹ - فصل گل گفته واعظ نکنی می نوشی شماره ۱۰۵۰ - به تو میسزد سرا پا همه ناز و کبریائی شماره ۱۰۵۱ - تو که پرچمی زعنبر بفر از ماه داری شماره ۱۰۵۲ - مرغ هوهو زد بگلشن خیز دهی شماره ۱۰۵۳ - دین و دل ای سیم تن تنها نه از من میبری شماره ۱۰۵۴ - زاهد خام بهرزه چو برآرد نفسی شماره ۱۰۵۵ - تا که بمصر نیکوئی سکه زدی بدلبری شماره ۱۰۵۶ - یا مقلتی تزود من نظرة الحبیبی شماره ۱۰۵۷ - تو را که از همه خوبان شهر ممتازی شماره ۱۰۵۸ - ای هشت باب خلد زروی تو آیتی شماره ۱۰۵۹ - روز نخواهد آمدن چون شب ما بروشنی شماره ۱۰۶۰ - یاد داری دوش کاندر سر خماری داشتی شماره ۱۰۶۱ - رشته ها بر گردنم ای زلف یار آویختی شماره ۱۰۶۲ - دلا زعشق مجاز از چه مهر برکندی شماره ۱۰۶۳ - ای برق چون بخرمن احباب بگذری شماره ۱۰۶۴ - گرهی ززلف بگشا و بکش زرخ نقابی شماره ۱۰۶۵ - داشت خمارم سر دیوانگی شماره ۱۰۶۶ - ساقی بکجائی بده آن مایه مستی شماره ۱۰۶۷ - ایکه از چهره شمع انجمنی شماره ۱۰۶۸ - تو نه ای زآب و خاک از نوری شماره ۱۰۶۹ - هرگز فنا نگردی تا هست عشق باقی شماره ۱۰۷۰ - ای نفس گر از در معنی بدرآئی شماره ۱۰۷۱ - خلیلی صرمت حبال العهودی شماره ۱۰۷۲ - پیش از این بوده بچین صورتگری شماره ۱۰۷۳ - خوشا وقتی که بر آتش بر منظور بنشینی شماره ۱۰۷۴ - بدنامی است و رندی در عشق نیکنامی شماره ۱۰۷۵ - در کمندم فکنده صف شکنی شماره ۱۰۷۶ - تو ای دو دیده بگو کز جگر چه میخواهی شماره ۱۰۷۷ - ایکه هنوز با خودی دم مزن از مجردی شماره ۱۰۷۸ - تو را که گفت کز احباب روی برتابی شماره ۱۰۷۹ - چه اوفتاد که از ما کناره گیر شدی شماره ۱۰۸۰ - تا چند در آزاری ای دل زهوسناکی شماره ۱۰۸۱ - اوقات خوش کدام است ایام عشقبازی شماره ۱۰۸۲ - فریب صید آن نخجیر خوردی شماره ۱۰۸۳ - زلف حجاب چهره کن تا که جهان سیه کنی شماره ۱۰۸۴ - تو این نمک که بلعل شکرفشان داری شماره ۱۰۸۵ - ای کون و مکانت بسرپنجه اسیری شماره ۱۰۸۶ - ببانگ بربط و چنگ وچغانه و دف و نی شماره ۱۰۸۷ - تو که از جهان و اهلش همه احتراز داری شماره ۱۰۸۸ - تو را که گفت مرا از نظر بیندازی شماره ۱۰۸۹ - عنکبوتا بر مگس تا چند رشته می تنی شماره ۱۰۹۰ - آن دل که در او باشد از عشق تو آزاری شماره ۱۰۹۱ - فصل بهار و مستی و غوغای چنگ و نی شماره ۱۰۹۲ - کیست که آرد گهی باز زماه خرگهی شماره ۱۰۹۳ - برق سانم زدیده میگذری شماره ۱۰۹۴ - شب وصل است ای عاشق بپای دوست کن جانی شماره ۱۰۹۵ - شبی بخواب بدیدم که رو بمن داری شماره ۱۰۹۶ - بچم ای نهال نورس که زحسن بارداری شماره ۱۰۹۷ - بجلوه های نهان شاهدان روحانی شماره ۱۰۹۸ - چه خوش است روزگاری که بفقر بگذرانی شماره ۱۰۹۹ - دوست میدارم که گیرم دلبری شماره ۱۱۰۰ - سودای تو هر شب کشدم بر سر کوئی شماره ۱۱۰۱ - شبی چه شب بصفا بامداد نوروزی شماره ۱۱۰۲ - از غمره تو ترک کند کسب رهزنی شماره ۱۱۰۳ - هله ساقیا بیارید شراب ارغوانی شماره ۱۱۰۴ - دوشم اسباب طرب جمله مهیا بودی شماره ۱۱۰۵ - بخویشتن زچه بستی دلا تو تهمت هستی شماره ۱۱۰۶ - ساقی بده شراب که دارم بشارتی شماره ۱۱۰۷ - ای سرو نورسیده زگلزار کیستی شماره ۱۱۰۸ - دام براه مینهی طره کمند میکنی شماره ۱۱۰۹ - طبیبا مرا کشت درد نهانی شماره ۱۱۱۰ - سرا پا حیرتم موسی صفت در تیه حیرانی شماره ۱۱۱۱ - بکن آن باده رنگین بایاغم ساقی شماره ۱۱۱۲ - ایکه از وهم مبرائی و بیرون زصفائی شماره ۱۱۱۳ - نمیگویم گلی کز لطف عارض گلستانستی شماره ۱۱۱۴ - از چه ای عشق تو در سینه ما جا کردی شماره ۱۱۱۵ - اول ای عشق گمانم که تو سودا بودی شماره ۱۱۱۶ - ای ترک ندانم زچه خیل و چه سپاهی شماره ۱۱۱۷ - سلطانم ار بسازم زآن خاک در کلاهی شماره ۱۱۱۸ - این چه رویست که تو ای بت ترسا داری شماره ۱۱۱۹ - اگر بمحفل مستان شبی کنند سماعی شماره ۱۱۲۰ - ببینمت که در پی آزردن منی شماره ۱۱۲۱ - صبح عید است شبی کز در من بازآئی شماره ۱۱۲۲ - حاجتی هست مرا با تو اگر عذر نیاری شماره ۱۱۲۳ - ای دفتر نکوئی تو نقش دلپذیری شماره ۱۱۲۴ - ایکه سر تا قدم آمیخته از مهر وفائی شماره ۱۱۲۵ - سرو چو نخل قامتت سر نزد چنین سهی شماره ۱۱۲۶ - عرش بر آستان او پست بود زکوتهی شماره ۱۱۲۷ - چرا بدست نگارین تو چهره میپوشی شماره ۱۱۲۸ - وقت آنست که پاکوبی و می نوش کنی شماره ۱۱۲۹ - سوختم کس نه دود دید و نه بوی شماره ۱۱۳۰ - مخمور سروریم کجائی می غم های شماره ۱۱۳۱ - بر دم تیغ کجت سر بنهم از خوشی شماره ۱۱۳۲ - بشهر مصر از خجلت ببندد دکه حلوائی شماره ۱۱۳۳ - صبا از بلبل دور از دیار زار گمنامی شماره ۱۱۳۴ - اگر زروی نگارین تو پرده برداری شماره ۱۱۳۵ - جز حسن دیده دیده در روی تو کمالی شماره ۱۱۳۶ - آفت عرصه خاکی و مه افلاکی شماره ۱۱۳۷ - گو چه کم آیدت زسلطانی شماره ۱۱۳۸ - چرا ای دل وفا با آن بت پیمان شکن کردی شماره ۱۱۳۹ - بهواست برق امشب بطلب پری وبالی شماره ۱۱۴۰ - در عاشقی گشتم زبون ایکاش دل خون میشدی شماره ۱۱۴۱ - الا ایکه داری طمع پادشاهی شماره ۱۱۴۲ - تو ای سلطان خوبان جز ستمکاری نمیدانی شماره ۱۱۴۳ - غم حورت از چه باشد که تو این غلام داری شماره ۱۱۴۴ - ای نوش لب که داری خود آب زندگانی شماره ۱۱۴۵ - تو را چه رفت که پیمان دوستان بشکستی شماره ۱۱۴۶ - سودای تو آتش زده در رخت صبوری شماره ۱۱۴۷ - محتسب چند زکین شیشه ما میشکنی شماره ۱۱۴۸ - نافه بنافه دارد اگر آهوی تتاری شماره ۱۱۴۹ - معجزه ببین که سروی و رفتار میکنی شماره ۱۱۵۰ - ایکه آگه نیستی از حال گوی شماره ۱۱۵۱ - در چنگل بازی نکند خانه حمامی شماره ۱۱۵۲ - رنگ زخورشید عیان میبری شماره ۱۱۵۳ - که گفت ای سرو سیمین تن بطرف باغ و بستان آی شماره ۱۱۵۴ - شهری بود نکوئی و جانا تواش دری شماره ۱۱۵۵ - ای جنت جاوید زرخسار تو بابی شماره ۱۱۵۶ - عمری بکعبه و دیر بردیم انتظاری شماره ۱۱۵۷ - چرا به بزم رقیبان حدیث دوست نگفتی شماره ۱۱۵۸ - چه حظ زشاهد و شمع و شراب و شیرینی شماره ۱۱۵۹ - تو را که زیر لبان روح یکجهان داری شماره ۱۱۶۰ - لاله سرزد از دمن گل از چمن سبزه زجوی شماره ۱۱۶۱ - تا کی ای فتنه ایام زپا ننشینی شماره ۱۱۶۲ - بیاد آب مجاور دلا در این فلواتی شماره ۱۱۶۳ - در دکان گشود حلوائی شماره ۱۱۶۴ - من جان سپر کنم چو تو شمشیر میزنی شماره ۱۱۶۵ - لطف با دوست نه با خصم مدارا نکنی شماره ۱۱۶۶ - گر بی تو باید زیستن رفتن به از پایندگی شماره ۱۱۶۷ - روزگارا چند اسباب ستم آماده داری شماره ۱۱۶۸ - چون مهم ای آسمان تو ماه نداری شماره ۱۱۶۹ - مه جبینان جهان خاک و تو خود افلاکی شماره ۱۱۷۰ - سحر است بر کمان نه دل را زتیر آهی شماره ۱۱۷۱ - ایکه نخواندی آیتی خود زکتاب دوستی شماره ۱۱۷۲ - بود زمین و آسمان از دم مرتضی علی شماره ۱۱۷۳ - تا که بتخانه را حرم کردی شماره ۱۱۷۴ - دل دردمند عاشق که زدوست داشت داغی شماره ۱۱۷۵ - بی غیر میسر شودت گر لب کشتی شماره ۱۱۷۶ - تو شمع محفل انسی شب آمد در شبستان آی شماره ۱۱۷۷ - تو که از شعاع شمعش بدرون چراغ داری شماره ۱۱۷۸ - ای آهوی تتاری نافه اگر نداری شماره ۱۱۷۹ - پیر مغان گشود زرحمت در سرای شماره ۱۱۸۰ - گر هر کرا نهانی کاریست با نگاری شماره ۱۱۸۱ - نشکفته است از چمن دلبری گلی شماره ۱۱۸۲ - بغیر از آن خم مو ایدل آشیانه نداری شماره ۱۱۸۳ - ساقی بیار جامی از آن مایه خوشی شماره ۱۱۸۴ - کند هر ملتی در بندگی بر قبله ای روئی شماره ۱۱۸۵ - گر باد دی بگلشن دم میزند بسردی شماره ۱۱۸۶ - ای دلبر هر جائیم امشب بکجائی شماره ۱۱۸۷ - از وصل روی جانان امشب چو کامکاری شماره ۱۱۸۸ - تا به کی بسمل خود را نگران میداری شماره ۱۱۸۹ - بده ساقی از آن می ساتکینی شماره ۱۱۹۰ - خرابم کردی ای ساقی که دیوانه خراب اولی شماره ۱۱۹۱ - عکس زلفت چهره دود آلود دارد اندکی شماره ۱۱۹۲ - خیز و بیار زآن خط و لعلم تو مشک و می شماره ۱۱۹۳ - تو ای غزال سرائی چرا غزل نسرائی شماره ۱۱۹۴ - در همه آفاق طاقی در همه عالم تمامی شماره ۱۱۹۵ - نه آدمی نه فرشته نه حوری و نه پری شماره ۱۱۹۶ - بردم زعشق آن لب شیرین مرارتی شماره ۱۱۹۷ - هیچ دانی که چه با این دل شیدا کردی شماره ۱۱۹۸ - ای شمع چه داری بجهان سوز و گدازی شماره ۱۱۹۹ - متحیریم یا رب بکجاست خضر راهی شماره ۱۲۰۰ - عاشق زوصل عیش مهنا کند همی شماره ۱۲۰۱ - ترک من از می اغیار مگر سرمستی شماره ۱۲۰۲ - ای جان به چه ارزی تو که جانانه نداری شماره ۱۲۰۳ - هر کجا انجمن برافروزی شماره ۱۲۰۴ - دلا تو پند زاحباب خویش نشنفتی شماره ۱۲۰۵ - چه پیمان است و بدعهدی که ای پیمان شکن داری شماره ۱۲۰۶ - چه غمت اگر ای خم زلف که زنگی و سیاهی شماره ۱۲۰۷ - وقتی ای جاذبه عشق نکردی کششی شماره ۱۲۰۸ - بوصل تو نرسد کس بهیچ تقریبی شماره ۱۲۰۹ - ره مردم بزنی هر نفس از تلبیسی شماره ۱۲۱۰ - توئی آن گل که معروفی بهر گلشن به بیرنگی شماره ۱۲۱۱ - ای پری باز چه رفتت که بشکل بشری شماره ۱۲۱۲ - ز رعنائی چه نازد سرو بن یا گل ز زیبائی شماره ۱۲۱۳ - تو را سزاست ببالا لباس دارائی شماره ۱۲۱۴ - حدیث درد دل ای باد با جانان من گفتی شماره ۱۲۱۵ - زاهد زآب میکده پرهیز میکنی شماره ۱۲۱۶ - از هیچ کسی ساخته غیر از تو دهانی شماره ۱۲۱۷ - چو اوست طالب بخشش چرا طلب نکنی شماره ۱۲۱۸ - در پرده قانون چند بی فایده آویزی شماره ۱۲۱۹ - ایکه مطبوع و شوخ و دلبندی شماره ۱۲۲۰ - بازآی بمیخانه ظلمات چه میجوئی شماره ۱۲۲۱ - بیار ساقی از آن می بدان نشان که تو دانی شماره ۱۲۲۲ - حور و فرشته خواندمت الحق که قابلی شماره ۱۲۲۳ - آفرینش چیست بحر و پیش او گردون حبابی شماره ۱۲۲۴ - مدتی شد که زیاران سر دوری داری شماره ۱۲۲۵ - ای زمزمه عشق تو در هر سر و کوئی شماره ۱۲۲۶ - دلی نماند که ای فتنه از جفا نشکستی شماره ۱۲۲۷ - با داورت سخن چه بود روز داوری شماره ۱۲۲۸ - من به تو مشتاق و تو پیوسته از من در نفوری شماره ۱۲۲۹ - مشتاق بود گوش به رودی و سرودی شماره ۱۲۳۰ - باغی و فراغی و حریفی و کتابی شماره ۱۲۳۱ - بمن گر آن مه بی مهر مهربان بودی شماره ۱۲۳۲ - پارسی جامه بخوانید غزلهای دری شماره ۱۲۳۳ - توئی که به زگل و مشگ رنگ و بو داری شماره ۱۲۳۴ - آفت دین و دل و فتنه هر مرد و زنی شماره ۱۲۳۵ - چو خم از خون دل در میکشم می شماره ۱۲۳۶ - کو بشیری که بگوید زسفر میآئی شماره ۱۲۳۷ - ای شه کون و مکان ای علی عمرانی شماره ۱۲۳۸ - زدستم برنمی آید که از پا برکشم خاری شماره ۱۲۳۹ - طالع سعدی و کوکب کندم مسعودی شماره ۱۲۴۰ - بمینا ساقیا صهبا نداری شماره ۱۲۴۱ - صبح عید است بده باده مکرر ساقی شماره ۱۲۴۲ - اگر چه ماه عبادت تو ای مه رجبی شماره ۱۲۴۳ - ایدل بهرزه چند در این و آن زنی شماره ۱۲۴۴ - رخنه ای شانه در آن زلف پریشان نکنی شماره ۱۲۴۵ - سبزه ای جوی و تماشاگاهی شماره ۱۲۴۶ - الا ای باغبان خاصیت سرو روان دانی شماره ۱۲۴۷ - بر گل آن سنبل مشکین که فراز آوردی شماره ۱۲۴۸ - خادما شمع برافروز بنه منقل و می شماره ۱۲۴۹ - پرده زرخ کشیدند گلهای نوبهاری شماره ۱۲۵۰ - مگر ای عشق سر پرسش عشاق نداری شماره ۱۲۵۱ - با من ای عشق اگر عهد کهن تازه کنی شماره ۱۲۵۲ - ای ترک از تیر نظر تو آفت روئین تنی شماره ۱۲۵۳ - ای کودک ماهرو چه نامی شماره ۱۲۵۴ - در طور دلم نور صفت جلوه گر آیی شماره ۱۲۵۵ - مردم دیده منی نور دو چشم مردمی شماره ۱۲۵۶ - صبا تو نفخه ی عنبر در آستین داری