هوش مصنوعی: این شعر از عشق و رنج‌های آن سخن می‌گوید. شاعر از سوختن در آتش عشق، وجود خار در کنار گل‌های زندگی، و ناتوانی عقل در برابر عشق غارتگر می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به ناپایداری دنیا و از دست دادن تخت و قدرت دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و ناپایداری زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۰۰ - عشق او در وادی من فکرها بسیار داشت

عشق او در وادی من فکرها بسیار داشت
سوخت خاشاکم، وگرنه شعله با او کار داشت ۱

در بساط این گلستان یک گل بی خار نیست
بر گل دیبا اگر پهلو نهادم، خار داشت ۲

هرچه دیدم، در ره شوقش سماع انگیز بود
نعره ی شیر از نیستان، شور موسیقار داشت ۳

عقل نتوانست منع عشق غارتگر کند
خانه ی ما پاسبان از صورت دیوار داشت ۴

آنکه کاری غیر گلچینی به عمر خود نکرد
دیدم او را کز چمن می رفت و مشتی خار داشت ۵

رفت تخت او به باد حادثات آخر سلیم
گرچه از ایام، جم انگشتر زنهار داشت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۹ - مژده ی حسن قبولم در سخن از اول است
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - ناله ی ما چون جرس شایسته ی تأثیر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.