هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به توصیف ویژگیهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. در آن از تشبیهات و استعارههای زیبا مانند چشم مست معشوق، مژگان تیرآفرین، قدرت غم، و تهیدستی ناله استفاده شده است. شاعر همچنین به ناتوانی خود در برابر عشق و وابستگی وجودی به معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای ادبی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'کافری' و 'تیرآوری' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۱۳۰ - می شناسم چشم او را، طرفه مست کافری ست
می شناسم چشم او را، طرفه مست کافری ست
دیده ام مژگان شوخش را، عجب تیرآوری ست ۱
قوت بازوی غم را بین کزو عاجز شده ست
می که هر برگی ز تاکش پنجه ی زورآوری ست ۲
از تهیدستی به مقصد ره نیابد ناله ام
نخل چون بی برگ شد، هر شاخ تیر بی پری ست ۳
از پریشانی چه پروا آن سعادت پیشه را
کز هنرمندی هر انگشتش به کف شاخ زری ست ۴
یک سر مو حق نداری در وجود خود سلیم
هرچه از اسباب هستی داری، آن از دیگری ست ۵
دیده ام مژگان شوخش را، عجب تیرآوری ست ۱
قوت بازوی غم را بین کزو عاجز شده ست
می که هر برگی ز تاکش پنجه ی زورآوری ست ۲
از تهیدستی به مقصد ره نیابد ناله ام
نخل چون بی برگ شد، هر شاخ تیر بی پری ست ۳
از پریشانی چه پروا آن سعادت پیشه را
کز هنرمندی هر انگشتش به کف شاخ زری ست ۴
یک سر مو حق نداری در وجود خود سلیم
هرچه از اسباب هستی داری، آن از دیگری ست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - جهان بر خود مرا واله گرفته ست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - بیار می که غمم باز در هجوم گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.