هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و دلشکستگی خود میگوید و بیان میکند که عقلش از حساب کارش عاجز است. او از ترس و ناامیدی سخن میگوید و اشاره میکند که ملایمت با دل بیتاب سودی ندارد. همچنین، از عشق و هوس و دامهایی که در راه قرار میگیرند، یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها مناسب نباشد.
شماره ۱۳۱ - بیار می که غمم باز در هجوم گرفت
بیار می که غمم باز در هجوم گرفت
دل شکسته ام از عادت و رسوم گرفت ۱
به نامه هرچه رقم می کنم پریشان است
حساب کار مرا عقل ازین رقوم گرفت ۲
هما ز بیم نیارد برو گذار کند
به خویش مقدم جغدی کسی که شوم گرفت ۳
ملایمت دل بی تاب را چه سود دهد
نشاید آینه ی آب را به موم گرفت ۴
سلیم داشت سر عشق و از هوس غافل
نهاد دام به راه هما و بوم گرفت ۵
دل شکسته ام از عادت و رسوم گرفت ۱
به نامه هرچه رقم می کنم پریشان است
حساب کار مرا عقل ازین رقوم گرفت ۲
هما ز بیم نیارد برو گذار کند
به خویش مقدم جغدی کسی که شوم گرفت ۳
ملایمت دل بی تاب را چه سود دهد
نشاید آینه ی آب را به موم گرفت ۴
سلیم داشت سر عشق و از هوس غافل
نهاد دام به راه هما و بوم گرفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - می شناسم چشم او را، طرفه مست کافری ست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - میخانه ی ما چون طرب آباد بهار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.