هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق، بیتابی و اضطراب ناشی از آن سخن میگوید. او به نقش تقدیر و روزی در زندگی اشاره میکند و از بیفایده بودن کوششهای غافلانه میگوید. همچنین، از زیباییهای طبیعت و مستی عشق یاد میکند و به رابطهی خود با معشوق و امید به آینده اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۸ - دلم همیشه ز آشوب عشق بی تاب است
دلم همیشه ز آشوب عشق بی تاب است
درین محیط، گهر مضطرب چو سیماب است ۱
چو می به پیش نهم، قسمتم ز غیب رسد
کلید روزی من موج باده ی ناب است ۲
چه سود کوشش غافل، که در طریق طلب
رود به راه چو آب روان و در خواب است ۳
ز برشکال دگر ملک هند خرم شد
ز فیض ابر جهان خوش چو عالم آب است ۴
درین هوا بشنو از من و نگاه مدار
به خانه کاغذ ابری، که بیم سیلاب است ۵
ز جوش شوق که پروای نیک و بد دارد؟
برای مستی پروانه، شعله مهتاب است ۶
به توبه از می احباب آفتی نرسد
که چون شراب گل و لاله سربسر آب است ۷
میانه ی من و او همچنین نخواهد ماند
سلیم، بخت من آخر نمرده، در خواب است ۸
درین محیط، گهر مضطرب چو سیماب است ۱
چو می به پیش نهم، قسمتم ز غیب رسد
کلید روزی من موج باده ی ناب است ۲
چه سود کوشش غافل، که در طریق طلب
رود به راه چو آب روان و در خواب است ۳
ز برشکال دگر ملک هند خرم شد
ز فیض ابر جهان خوش چو عالم آب است ۴
درین هوا بشنو از من و نگاه مدار
به خانه کاغذ ابری، که بیم سیلاب است ۵
ز جوش شوق که پروای نیک و بد دارد؟
برای مستی پروانه، شعله مهتاب است ۶
به توبه از می احباب آفتی نرسد
که چون شراب گل و لاله سربسر آب است ۷
میانه ی من و او همچنین نخواهد ماند
سلیم، بخت من آخر نمرده، در خواب است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷ - هر چه گوید ز بقا عمر سبکسر، باد است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹ - حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.