هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، آزادگی، بی‌نیازی از ظواهر، و اهمیت مسیر درونی در زندگی اشاره دارد. شاعر از بی‌کلاهی (بی‌تعلقی) به عنوان نشانه‌ای از آزادگی یاد می‌کند و تأکید می‌کند که عشق راهی است که نمی‌توان از آن غافل شد. همچنین، به دیوانگی به عنوان نمادی از فراتر رفتن از عقل متعارف اشاره شده و بر اهمیت می (نماد شور و حال) در تجربه زیبایی‌ها تأکید می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'می' و 'دیوانگی' نیاز به درک بالاتری از تمثیل‌های ادبی دارند.

شماره ۱۴۹ - حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است

حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است
در خواب حیف باشد، چشمی که خوش نگاه است ۱

از کوی عشق نتوان غافل گذشت، کانجا
چون آفتاب، سرها بسیار بی کلاه است ۲

گر رو نهد به گلشن، ور جا کند به گلخن
چیزی نمی توان گفت، دیوانه پادشاه است ۳

دربسته نیست دل را بر روی دشمن و دوست
از هر طرف که آیی سوی خرابه، راه است ۴

تا جام می نباشد، نتوان سوی چمن رفت
بی می نظاره ی گل، دیدار قرض خواه است ۵

محضر سلیم نبود در دوستی کسی را
در دعوی محبت، ما را خدا گواه است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - دلم همیشه ز آشوب عشق بی تاب است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - شکفتگی به گل رویت آرزومند است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.