هوش مصنوعی: این شعر از سلیم، شاعر فارسی، به زیبایی از عشق، موسیقی و رازهای زندگی سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند آینه، شمع و نغمه، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او از ناشناخته ماندن هنر نزد برخی و رازآلودگی زیبایی می‌گوید. همچنین، به شهرت و عیب‌جویی دیگران اشاره می‌کند و در نهایت، از رهایی از قید و بند سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و کنایه‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارند.

شماره ۱۵۶ - دل به یک زمزمه، چون آینه، پرداز گرفت

دل به یک زمزمه، چون آینه، پرداز گرفت
شمع ما روشنی از شعله ی آواز گرفت ۱

چه عجب گر نشناسند حریفان آهنگ
نغمه بر چهره ی خود پرده ی اعجاز گرفت ۲

می کند همچو حنا گل به کف دست خزان
هر کجا شاهد ما پرده ز رخ باز گرفت ۳

نیک و بد هر چه بود، شهرت خود می خواهد
عیب ما دست زد و دامن غماز گرفت ۴

مکش آزار که از قید تو ای شوخ، سلیم
نه چنان جسته که او را بتوان باز گرفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۵ - میان عافیت و روزگار ما جنگ است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۷ - در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.