هوش مصنوعی: شاعر در این متن از پیری و ناتوانی خود می‌گوید و احساساتش را با تصاویری مانند شمع سوزان و مرغ گرفتار بیان می‌کند. او به عبادت و نیاز خود اشاره می‌کند و از توبه و دل‌تنگی‌هایش سخن می‌گوید. متن پر از حس حسرت و اندوه است.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌های زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند می‌نوشی و توبه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

شماره ۱۶۰ - رسید موسم پیری و وقت عجز و نیاز است

رسید موسم پیری و وقت عجز و نیاز است
چو شمع صبح، وجودم تمام سوز و گداز است ۱

سرم گرفته به دل الفت از خمیدن قامت
به سجده گاه صراحی، پیاله مهر نماز است ۲

ز طول عمر نیابد کسی ز مرگ رهایی
چه سود مرغ گرفتار را که رشته دراز است ۳

ز توبه کردن من، می کشان دیر مغان را
نه رغبت می گلگون، نه ذوق نغمه ی ساز است ۴

دل پیاله پر از ناله همچو سینه ی کبک است
دهان هر بط می بسته همچو دیده ی باز است ۵

سلیم لایق چنگ خمیده قامتم اکنون
نوای گریه و زاری و پنج گاه نماز است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۹ - نه در کلاه نمد راحتی، نه در تاج است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱ - زهی ز شوق لبت زاهدان شراب پرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.