هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و شوق به معشوق و زیباییهای طبیعت سخن میگوید. تشبیهات و استعارات زیبایی مانند مقایسه لب معشوق با شراب و شبنم آفتاب به کار رفته است. همچنین، مفاهیمی مانند عبادت و پرستش در قالب شرابپرستی و طواف کعبه بهعنوان نمادهایی از عشق مطرح شدهاند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارات و تشبیهات مانند شرابپرستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۱۶۱ - زهی ز شوق لبت زاهدان شراب پرست
زهی ز شوق لبت زاهدان شراب پرست
چو گل به دور رخت شبنم آفتاب پرست ۱
چه قاتلی تو ندانم که خضر بر لب جوی
به یاد تیغ تو شد همچو سبزه آب پرست ۲
طواف چشم بتان واجب است بر دل ما
شرابخانه بود کعبه ی شراب پرست ۳
چنان ز مقدم قاصد خوشم به مژده ی وصل
که از ستاره ی صبح است آفتاب پرست ۴
قدم نمی نهد از ننگ شمع در محفل
بود به کوی تو پروانه ماهتاب پرست ۵
ز پیچ و تاب چو افتد سلیم می میرد
کسی مباد چو زلف تو پیچ و تاب پرست ۶
چو گل به دور رخت شبنم آفتاب پرست ۱
چه قاتلی تو ندانم که خضر بر لب جوی
به یاد تیغ تو شد همچو سبزه آب پرست ۲
طواف چشم بتان واجب است بر دل ما
شرابخانه بود کعبه ی شراب پرست ۳
چنان ز مقدم قاصد خوشم به مژده ی وصل
که از ستاره ی صبح است آفتاب پرست ۴
قدم نمی نهد از ننگ شمع در محفل
بود به کوی تو پروانه ماهتاب پرست ۵
ز پیچ و تاب چو افتد سلیم می میرد
کسی مباد چو زلف تو پیچ و تاب پرست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰ - رسید موسم پیری و وقت عجز و نیاز است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲ - بیا که صحبت مرغان بوستان گرم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.