هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و اندوه ناشی از جدایی و عشق ناکام سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند ساغر پر از آبله، آیینه گلگون و سایه سیاه، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به سرنوشت مشترک عاشق و معشوق و دردهای عشق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند «آبله پر خون» و «گره طاعون» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۶۶ - بی تو در بزم طرب بس که دلم محزون است
بی تو در بزم طرب بس که دلم محزون است
ساغر می به کفم آبله ی پر خون است ۱
هر که بیند به کفش، دسته ی گل پندارد
بس که آیینه ز عکس رخ او گلگون است ۲
قسمت ما به جهان غیر پریشانی نیست
سرنوشت من و زلف تو به یک مضمون است ۳
اثر عشق ز سیمای اسیران پیداست
شمع در انجمن و پرتو او بیرون است ۴
دل آواره ی ما شکوه ز غربت نکند
سایه ی خویش، سیه خانه ی این مجنون است ۵
کام عاشق چو درآید به بغل، می میرد
غنچه بر شاخ گل ما گره طاعون است ۶
دل که در پای خم افتاده سلیم از مستی
حکمتی یافته، همسایه ی افلاطون است ۷
ساغر می به کفم آبله ی پر خون است ۱
هر که بیند به کفش، دسته ی گل پندارد
بس که آیینه ز عکس رخ او گلگون است ۲
قسمت ما به جهان غیر پریشانی نیست
سرنوشت من و زلف تو به یک مضمون است ۳
اثر عشق ز سیمای اسیران پیداست
شمع در انجمن و پرتو او بیرون است ۴
دل آواره ی ما شکوه ز غربت نکند
سایه ی خویش، سیه خانه ی این مجنون است ۵
کام عاشق چو درآید به بغل، می میرد
غنچه بر شاخ گل ما گره طاعون است ۶
دل که در پای خم افتاده سلیم از مستی
حکمتی یافته، همسایه ی افلاطون است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - زاهد همه عمرم به می ناب گذشته ست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - دلم از یاد چشم گلرخان راه خرابات است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.