هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و شوق بیحد خود سخن میگوید و از درد و رنجی که این عشق به همراه دارد. او از نزدیکی دل به معشوق و دوری ظاهری میگوید و از آتش درونی خود که در دلش شعلهور است. همچنین، اشارهای به بتخانه و کعبه دارد که نشاندهندهی تضاد بین عشق زمینی و معنوی است. در پایان، شاعر از غم روزگار و نزدیکی به پایان راه سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند درد عشق و رنجهای روحی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۹۹ - شوق بی حد شد و رسوایی دل نزدیک است
شوق بی حد شد و رسوایی دل نزدیک است
جامه ام بس که دراز است، به گل نزدیک است ۱
داغ من هر که ببیند، جگرش می سوزد
آتش وادی من دور [و] به دل نزدیک است ۲
دیده و دل همه پر نقش رخ اوست مرا
راه بتخانه ی کشمیر و چگل نزدیک است ۳
دارد از جنبش مژگان سیاه تو خبر
دلم از بس به تو ای عهدگسل نزدیک است ۴
ترسم از بی خبری قتل مرا فاش کنی
دامنت سخت به این خون بحل نزدیک است ۵
صدق در طوف چو باشد، حرم و دیر یکی ست
کعبه دور است [و] خرابات به دل نزدیک است ۶
در محیط غم ایام شدی پیر سلیم
واقف از کشتی خود باش که گل نزدیک است ۷
جامه ام بس که دراز است، به گل نزدیک است ۱
داغ من هر که ببیند، جگرش می سوزد
آتش وادی من دور [و] به دل نزدیک است ۲
دیده و دل همه پر نقش رخ اوست مرا
راه بتخانه ی کشمیر و چگل نزدیک است ۳
دارد از جنبش مژگان سیاه تو خبر
دلم از بس به تو ای عهدگسل نزدیک است ۴
ترسم از بی خبری قتل مرا فاش کنی
دامنت سخت به این خون بحل نزدیک است ۵
صدق در طوف چو باشد، حرم و دیر یکی ست
کعبه دور است [و] خرابات به دل نزدیک است ۶
در محیط غم ایام شدی پیر سلیم
واقف از کشتی خود باش که گل نزدیک است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸ - چه منت است اگر شیوه ی وفا آموخت؟
گوهر بعدی:شماره ۲۰۰ - باغبان را چشم لطف از مصلحت بر سوی ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.