هوش مصنوعی:
شاعر از دل میخواهد که از دام صفیر رها شده و به گلستان برود، با نالهای دعا به بلبلان بفرستد. او اشاره میکند که کسی در قفس بودن را نمیپذیرد و از پری میخواهد که نشانی به آشیان بفرستد. شاعر از تهی نبودن چمن از گلها سخن میگوید و اگر بهار نیاید، پی خزان را میفرستد. او از شب و خلوت با آفتاب میگوید و سفارشی به آسمان میفرستد. در نهایت، بهشت را جایی میداند که دلخوشی باشد و گلی از گلخن به باغبان میفرستد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۲۰۱ - دلا ز دام صفیری به گلستان بفرست
دلا ز دام صفیری به گلستان بفرست
به دست ناله دعایی به بلبلان بفرست ۱
کسی قبول ندارد که در قفس هستی
پری برای نشانی به آشیان بفرست ۲
تهی مدار چمن را ز گلشن آرایی
اگر بهار نیاید، پی خزان بفرست ۳
شبی به خلوت خود آفتاب را بطلب
پی سفارش من پیش آسمان بفرست ۴
به هر کجا که بود دلخوشی، بهشت آنجاست
گلی سلیم ز گلخن به باغبان بفرست ۵
به دست ناله دعایی به بلبلان بفرست ۱
کسی قبول ندارد که در قفس هستی
پری برای نشانی به آشیان بفرست ۲
تهی مدار چمن را ز گلشن آرایی
اگر بهار نیاید، پی خزان بفرست ۳
شبی به خلوت خود آفتاب را بطلب
پی سفارش من پیش آسمان بفرست ۴
به هر کجا که بود دلخوشی، بهشت آنجاست
گلی سلیم ز گلخن به باغبان بفرست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۰ - باغبان را چشم لطف از مصلحت بر سوی ماست
گوهر بعدی:شماره ۲۰۲ - آنکه در شور آورد شوریده حالان را می است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.