هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناتوانی خود در برآوردن خواستههای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که مانند ماهی مغز استخوان ندارد. او همچنین به موضوعاتی مانند شهادت، جنگ و صلح، درد دل و عشق اشاره میکند و تأکید میکند که کسی که هوای عشق در سر دارد، میداند که سربرهنگی او از بیکلاهی نیست. در نهایت، شاعر خود را مانند لالهای میداند که با درد و رنج خود صاف و سلیم است و گدای میکده را ذوق پادشاهی نیست.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی، عاشقانه و اجتماعی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۲۳۹ - هما! نصیب تو از من چنان که خواهی نیست
هما! نصیب تو از من چنان که خواهی نیست
که استخوان مرا مغز همچو ماهی نیست ۱
اگر به خاک شهیدان گذار خواهی کرد
کسی که کشته نمی گردد او سپاهی نیست ۲
هلاک قاعده ی جنگ و صلح طفلانم
که در میانه ره و رسم عذرخواهی نیست ۳
به نام درد دل از خون خود رقم سازیم
چو برق، خامه ی ما در پی سیاهی نیست ۴
کسی که کسب هوایی نموده، می داند
که سربرهنگی ما ز بی کلاهی نیست ۵
چو لاله ساخته با صاف و درد خویش سلیم
گدای میکده را ذوق پادشاهی نیست ۶
که استخوان مرا مغز همچو ماهی نیست ۱
اگر به خاک شهیدان گذار خواهی کرد
کسی که کشته نمی گردد او سپاهی نیست ۲
هلاک قاعده ی جنگ و صلح طفلانم
که در میانه ره و رسم عذرخواهی نیست ۳
به نام درد دل از خون خود رقم سازیم
چو برق، خامه ی ما در پی سیاهی نیست ۴
کسی که کسب هوایی نموده، می داند
که سربرهنگی ما ز بی کلاهی نیست ۵
چو لاله ساخته با صاف و درد خویش سلیم
گدای میکده را ذوق پادشاهی نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - بنای توبه ز ابر بهار در خلل است
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.