هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، با تصاویر زیبا و استعارههای پیچیده، به توصیف عشق و زیبایی میپردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند باغ، لاله، مشک، و غزال برای بیان احساسات خود استفاده میکند. همچنین، اشاراتی به شراب و مینوشی دارد که میتواند نمادین باشد. در پایان، شاعر از درد عشق و ناتوانی در بیان آن سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه پیچیده و استعارههای عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارات به شراب و مینوشی ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۲۴۹ - زان می که باغ را رخ او در پیاله ریخت
زان می که باغ را رخ او در پیاله ریخت
چون گرد سرمه، داغ ز دامان لاله ریخت ۱
پیچیده است بس که ازان زلف تابدار
بر خاک مشک سوده ز ناف غزاله ریخت ۲
در محفلی که بود درو ساقی آفتاب
درد شراب حسن تو در جام هاله ریخت ۳
خوبان شهید او شده اند، این شراب نیست
ساقی ز شیشه خون پری در پیاله ریخت ۴
فریاد خود ز دست خموشی کجا بریم؟
تا کی درون سینه توان خون ناله ریخت؟ ۵
دندان نماند در دهن از جنبش لبم
دامان خویش ابر برافشاند و ژاله ریخت ۶
هفتاد ساله آب رخ خویش را سلیم
بر خاک از برای شراب دوساله ریخت ۷
چون گرد سرمه، داغ ز دامان لاله ریخت ۱
پیچیده است بس که ازان زلف تابدار
بر خاک مشک سوده ز ناف غزاله ریخت ۲
در محفلی که بود درو ساقی آفتاب
درد شراب حسن تو در جام هاله ریخت ۳
خوبان شهید او شده اند، این شراب نیست
ساقی ز شیشه خون پری در پیاله ریخت ۴
فریاد خود ز دست خموشی کجا بریم؟
تا کی درون سینه توان خون ناله ریخت؟ ۵
دندان نماند در دهن از جنبش لبم
دامان خویش ابر برافشاند و ژاله ریخت ۶
هفتاد ساله آب رخ خویش را سلیم
بر خاک از برای شراب دوساله ریخت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۸ - بهار آمد و ما را به باغ راهی نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۵۰ - حاصل سوختگان در ره برق خطر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.