هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و اندوه عمیق خود سخن می‌گوید، به طوری که گریه‌هایش باعث شرمندگی شده و اشک‌هایش مانند عرق از پیشانی‌اش جاری می‌شود. او از تلخی زندگی به دلیل عشق و ناملایمات روزگار شکایت دارد و احساس می‌کند که نامش آلوده شده است. این شعر پر از تصاویر غمگین و استعاره‌های عمیق است.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مضامین عمیق عاطفی و غم‌انگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و احساسات سنگین، آن را برای سنین بالاتر مناسب‌تر می‌کند.

شماره ۲۶۰ - چنان ز گریه ی من اشک همنشینم ریخت

چنان ز گریه ی من اشک همنشینم ریخت
که گریه شد عرق شرم و از جبینم ریخت ۱

فلک موافق هر طبع دید صاف مرا
ازان چو ساغر خورشید بر زمینم ریخت ۲

به من ز عشق تو گردید زندگانی تلخ
چه زهر بود که دوران در انگبینم ریخت ۳

گذشتم از تو چنان آستین فشان آخر
که داغ عشق تو چون گل ز آستینم ریخت ۴

چنان سلیم به ننگ است نامم آلوده
که همچو قطره ی خون، آب از نگینم ریخت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - خصمی به میان من و غیر از سخن توست
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - امشب که ز بختم به سوی بزم تو راه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.