هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد عشق و جنون ناشی از آن را بیان میکند. شاعر از عشق نافرجام، بیخبری معشوق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید و از مفاهیمی مانند داغ عشق، سوزش درونی و بیتوجهی دیگران به دردهایش یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایین نامفهوم باشد.
شماره ۲۶۴ - خون دلم چو لاله، آرایش ایاغ است
خون دلم چو لاله، آرایش ایاغ است
بوی گل جنونم، مشاطه ی دماغ است ۱
خسرو خبر ندارد از درد عشق شیرین
معلوم می توان کرد فرهاد سنگداغ است ۲
ز آشفتگی دلم را سودای ناصحان نیست
طفلان خموش باشید، دیوانه بی دماغ است ۳
گر خوب گشت خود هیچ، ور بد شود بسی طعن
شغل سخن گزاری چون خدمت چراغ است ۴
نتوان سلیم در عشق همچشم خویش را دید
سوزم که شمع سوزد، داغم که لاله داغ است ۵
بوی گل جنونم، مشاطه ی دماغ است ۱
خسرو خبر ندارد از درد عشق شیرین
معلوم می توان کرد فرهاد سنگداغ است ۲
ز آشفتگی دلم را سودای ناصحان نیست
طفلان خموش باشید، دیوانه بی دماغ است ۳
گر خوب گشت خود هیچ، ور بد شود بسی طعن
شغل سخن گزاری چون خدمت چراغ است ۴
نتوان سلیم در عشق همچشم خویش را دید
سوزم که شمع سوزد، داغم که لاله داغ است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۳ - دلم چو شمع همه عمر میهمان خود است
گوهر بعدی:شماره ۲۶۵ - من تشنه ی آن چشمه که آبش همه خون است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.