هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس تنهایی و غربت خود میگوید، در حالی که بهار و شادی در اطراف است، او خود را تنها و بیگل میبیند. از داغ عشق و فراق سخن میگوید و اشاره میکند که هر عضوی از بدنش نشانهای از این درد دارد. همچنین، از بیخبری از وطن در غربت اظهار شادی میکند و تأکید میکند که حتی اگر دوستش بارها بگوید که اوست، باز هم درِ خانهاش را به روی کسی نمیگشاید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی مانند تنهایی، غربت و درد عشق است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۷۷ - ایام بهار است و گلی در چمنم نیست
ایام بهار است و گلی در چمنم نیست
عشرت همه جا هست، در آنجا که منم نیست ۱
آتش به بساط افکندم گرمی آهی
غیر از پر پروانه گل انجمنم نیست ۲
در کشور ما حادثه را دست دراز است
شادم که به غربت خبری از وطنم نیست ۳
بر روی کسی در مگشا خانه ی خود را
صدبار اگر دوست بگوید که منم، نیست! ۴
اعضای من از داغ تو با مهر و نشان است
هر عضو که بی داغ تو باشد ز تنم نیست ۵
آشفته بیان همچو سلیمم، اگر احباب
دارند سخن بر سخن من، سخنم نیست ۶
عشرت همه جا هست، در آنجا که منم نیست ۱
آتش به بساط افکندم گرمی آهی
غیر از پر پروانه گل انجمنم نیست ۲
در کشور ما حادثه را دست دراز است
شادم که به غربت خبری از وطنم نیست ۳
بر روی کسی در مگشا خانه ی خود را
صدبار اگر دوست بگوید که منم، نیست! ۴
اعضای من از داغ تو با مهر و نشان است
هر عضو که بی داغ تو باشد ز تنم نیست ۵
آشفته بیان همچو سلیمم، اگر احباب
دارند سخن بر سخن من، سخنم نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۶ - شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۷۸ - از شوق تو دل همره عمر گذران است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.