هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعات عشق، درد، آشفتگی، و پرسش‌های فلسفی درباره زندگی و سرنوشت می‌پردازد. شاعر از نمادهای طبیعی مانند گل و لاله برای بیان احساسات عمیق استفاده می‌کند و به ناتوانی انسان در برابر عشق و تقدیر اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و پرسش‌های وجودی ممکن است برای سنین پایین سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۲۸۸ - غنچه را برگ گل آیا در گریبان از کجاست

غنچه را برگ گل آیا در گریبان از کجاست
لاله را داغ می گلگون به دامان از کجاست ۱

خاطر ما چون کند ضبط دل از آشفتگی؟
گل چه می داند ره چاک گریبان از کجاست ۲

رهزنی چون عشق دارد دل، ز حال او مپرس
عاقلان دانند این دیوانه عریان از کجاست ۳

کارها فرهاد کرد و عاقبت کاری نساخت
عشق پندارند آسان است، آسان از کجاست ۴

در محبت چشم نتوانم به یکدیگر نهاد
من ندانم این همه خواب پریشان از کجاست ۵

هست تا سرمایه ی خست، مترس از احتیاج
کشتی خودبسته ای بر خشک، طوفان از کجاست ۶

شکوه در پیری مناسب نیست از قسمت سلیم
نان خشکی چون صدف داریم، دندان از کجاست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۷ - مشرق خورشید را فیض گریبان تو نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۸۹ - شد عمرها و شورش عشقم ز سر نرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.