هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان عشق، شوریدگی، ناکامیها و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از عشقی نافرجام، تلاشهای بیثمر و ناتوانی در رسیدن به معشوق سخن میگوید. همچنین، مفاهیمی مانند دنیاگریزی، عرفان و پذیرش سرنوشت نیز در ابیات دیده میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و دنیاگریزی نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۲۸۹ - شد عمرها و شورش عشقم ز سر نرفت
شد عمرها و شورش عشقم ز سر نرفت
بوی گل جنون ز دماغم به در نرفت ۱
هر کس به راه شوق تو چون شعله گرم خاست
همچون شرار، یک دو قدم بیشتر نرفت ۲
گفتم ز ضعف عشق تو دستی به سر زنم
چندان که سعی بیش نمودم به سر نرفت ۳
آن مرغ عاجزم که مرا در تمام عمر
چون زلف او شکستگی از بال و پر نرفت ۴
از بس به حرص دامن دنیا گرفته ای
چون غنچه رفت مشت تو برباد و زر نرفت ۵
راه عدم چو عاقبت کار رفتنی ست
آسوده آن کسی که ز پشت پدر نرفت ۶
رونق ز کعبه بس که خرابات برده است
یک بار هر که رفت در آنجا، دگر نرفت ۷
بر من سلیم آنچه ز عشق بتان گذشت
بر شمع انجمن ز نسیم سحر نرفت ۸
بوی گل جنون ز دماغم به در نرفت ۱
هر کس به راه شوق تو چون شعله گرم خاست
همچون شرار، یک دو قدم بیشتر نرفت ۲
گفتم ز ضعف عشق تو دستی به سر زنم
چندان که سعی بیش نمودم به سر نرفت ۳
آن مرغ عاجزم که مرا در تمام عمر
چون زلف او شکستگی از بال و پر نرفت ۴
از بس به حرص دامن دنیا گرفته ای
چون غنچه رفت مشت تو برباد و زر نرفت ۵
راه عدم چو عاقبت کار رفتنی ست
آسوده آن کسی که ز پشت پدر نرفت ۶
رونق ز کعبه بس که خرابات برده است
یک بار هر که رفت در آنجا، دگر نرفت ۷
بر من سلیم آنچه ز عشق بتان گذشت
بر شمع انجمن ز نسیم سحر نرفت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۸ - غنچه را برگ گل آیا در گریبان از کجاست
گوهر بعدی:شماره ۲۹۰ - گرمی گریه به سودای تو دامانم سوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.