هوش مصنوعی:
شعر از زیباییهای طبیعت در صبحگاه و تشبیه آن به عشق و امید سخن میگوید. شاعر از بلبل، گل، شبنم، و زلف شب به عنوان نمادهایی از طراوت و زیبایی استفاده کرده و امید را در دل نومیدی زنده میکند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی این شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد، اما نوجوانان و بزرگسالان میتوانند از زیباییهای زبانی و معنایی آن لذت ببرند.
شماره ۳۱۵ - شور عجبی در چمن از بلبل صبح است
شور عجبی در چمن از بلبل صبح است
از دست منه جام که فصل گل صبح است ۱
از زلف شبم پنجه ی مژگان چه گشاید
این شانه سزاوار خم کاکل صبح است ۲
از بس که طراوت چکد از حسن تو، گویی
رخسار تو شبنم زده همچون گل صبح است ۳
نومیدی من می کشد آخر به امیدی
زلف شبم از سلسله ی سنبل صبح است ۴
درمان دماغ و دل مخمور سلیم است
آن نشأه ی فیضی که به جام مل صبح است ۵
از دست منه جام که فصل گل صبح است ۱
از زلف شبم پنجه ی مژگان چه گشاید
این شانه سزاوار خم کاکل صبح است ۲
از بس که طراوت چکد از حسن تو، گویی
رخسار تو شبنم زده همچون گل صبح است ۳
نومیدی من می کشد آخر به امیدی
زلف شبم از سلسله ی سنبل صبح است ۴
درمان دماغ و دل مخمور سلیم است
آن نشأه ی فیضی که به جام مل صبح است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۴ - کوی عشق است و سعادت را در اینجا کارهاست
گوهر بعدی:شماره ۳۱۶ - آفت باد خزان را می توان معذور داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.