هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیفایده بودن بحث و جدل، به ویژه در مسائل عرفانی و دینی، سخن میگوید. او معتقد است که اهل مدرسه (علما و متشرعان) به بحثهای بیحاصل میپردازند، در حالی که در مسیر عشق و مستی (عرفان) جای بحث نیست. شاعر صلحطلبی را ترجیح میدهد و دیگران را از ورود به این مجادلات بازمیدارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند «مستی» و «میخانه» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۳۴۴ - با مدعی گذشته ام بر کنار بحث
با مدعی گذشته ام بر کنار بحث
در کوی عشق شعله ندارد به خار بحث ۱
از بهر حل مسئله ی دین اگر بود
با اهل این زمانه مکن زینهار بحث ۲
مستند اهل مدرسه، زان بحث می کنند
ورنه چرا کند به کسی هوشیار بحث ۳
در گلشنی که حاصلش از برق و شعله است
بیهوده می کنند خزان و بهار بحث ۴
مستان کنند در سرمستی به هر نزاع
من می کنم همیشه به وقت خمار بحث ۵
میخانه نیست مدرسه، این گفتگو بس است
زاهد بگیر جام می و واگذار بحث ۶
ما صلح کل سلیم به هر فرقه کرده ایم
با کس کند کسی چه درین روزگار بحث؟ ۷
در کوی عشق شعله ندارد به خار بحث ۱
از بهر حل مسئله ی دین اگر بود
با اهل این زمانه مکن زینهار بحث ۲
مستند اهل مدرسه، زان بحث می کنند
ورنه چرا کند به کسی هوشیار بحث ۳
در گلشنی که حاصلش از برق و شعله است
بیهوده می کنند خزان و بهار بحث ۴
مستان کنند در سرمستی به هر نزاع
من می کنم همیشه به وقت خمار بحث ۵
میخانه نیست مدرسه، این گفتگو بس است
زاهد بگیر جام می و واگذار بحث ۶
ما صلح کل سلیم به هر فرقه کرده ایم
با کس کند کسی چه درین روزگار بحث؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۳ - ز دیده اشک چکد روز وصل یار عبث
گوهر بعدی:شماره ۳۴۵ - زاهد بیا و پرده برافکن ز راز خبث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.