هوش مصنوعی:
این متن به انتقاد از شخصی به نام "خبث" میپردازد که با رفتارهای ناپسند و ریاکارانهاش باعث آزار دیگران شده است. شاعر از زبان جمعی به نام "ما"، خبث را به دلیل اعمال زشتش سرزنش میکند و اشاره میکند که حتی فرشتگان نیز به او نزدیک نمیشوند. همچنین، به عمر طولانی او به عنوان عاملی برای حسرت دیگران اشاره میشود.
رده سنی:
18+
این متن حاوی انتقادات تند و کنایههای اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ریاکاری و حسرت نیاز به درک بالاتری از روابط اجتماعی دارند.
شماره ۳۴۵ - زاهد بیا و پرده برافکن ز راز خبث
زاهد بیا و پرده برافکن ز راز خبث
ما دمکش توایم به آهنگ ساز خبث ۱
عمرت دراز باد که در دورت اژدها
حسرت برد همیشه به عمر دراز خبث ۲
نزدیک تو فرشته نگردد که زیر خاک
می آید از دهان تو بوی پیاز خبث ۳
بعد از طعام هر که بشویی تو دست را
باشد ترا وضو ز برای نماز خبث ۴
حرفی بگو سلیم ز اوضاع روزگار
ما اهل بخیه ایم، مکن احتراز خبث ۵
ما دمکش توایم به آهنگ ساز خبث ۱
عمرت دراز باد که در دورت اژدها
حسرت برد همیشه به عمر دراز خبث ۲
نزدیک تو فرشته نگردد که زیر خاک
می آید از دهان تو بوی پیاز خبث ۳
بعد از طعام هر که بشویی تو دست را
باشد ترا وضو ز برای نماز خبث ۴
حرفی بگو سلیم ز اوضاع روزگار
ما اهل بخیه ایم، مکن احتراز خبث ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۴ - با مدعی گذشته ام بر کنار بحث
گوهر بعدی:شماره ۳۴۶ - به من ز یاد رخ اوست گلستان محتاج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.