هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از لذت نوشیدن شراب و همصحبتی با قدح میگوید و از دنیای بیوفا و بیثبات شکایت میکند. او قدح را نماد صفا و راستی میداند و از ساقی میخواهد که پس از مرگش، توبهاش را زیر پای قدح بریزد.
رده سنی:
18+
اشاره به مصرف شراب و مفاهیم عرفانی پیچیده که برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۱ - خوش آن دمی که لبم گردد آشنای قدح
خوش آن دمی که لبم گردد آشنای قدح
به پای خم سر خود را نهم به جای قدح ۱
بنوش می که سری در جهان نمی بینم
که چون حباب بود خالی از هوای قدح ۲
به غیر حرف می از می کشان چه می خواهی
که در نماز نخوانند جز دعای قدح ۳
ز دل جفای ترا وصل عذرخواهی کرد
که بوسه ی لب ساقی ست خونبهای قدح ۴
کنم سلیم وصیت که ساقی از پس مرگ
کند چو توبه به خاکم به زیر پای قدح ۵
به پای خم سر خود را نهم به جای قدح ۱
بنوش می که سری در جهان نمی بینم
که چون حباب بود خالی از هوای قدح ۲
به غیر حرف می از می کشان چه می خواهی
که در نماز نخوانند جز دعای قدح ۳
ز دل جفای ترا وصل عذرخواهی کرد
که بوسه ی لب ساقی ست خونبهای قدح ۴
کنم سلیم وصیت که ساقی از پس مرگ
کند چو توبه به خاکم به زیر پای قدح ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۰ - بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبح
گوهر بعدی:شماره ۳۵۲ - ای کشیده می از قرابه ی صبح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.