هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از زبان و بیان احساسات شخصی سخن میگوید. شاعر از ناتوانی خود در بهرهمندی از شادیهای جهان و احساس دلتنگی و نارضایتی میگوید. همچنین، به موضوعاتی مانند انتظار، ناامیدی، و پذیرش تقدیر اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۳۵۷ - زبان که یاد دل بوالفضول می آرد
زبان که یاد دل بوالفضول می آرد
سند به دعوی ملک نزول می آرد ۱
نصیب نیست مرا از شکفتگی که جهان
چو غنچه ام ز گلستان ملول می آرد ۲
ز باغبان چو کسی شاخ سنبلی طلبد
به صد عزیزی موی رسول می آرد ۳
ز دست مطرب مجلس چو دف کنم فریاد
برای نغمه ای از بس اصول می آرد! ۴
ز کارسازی همت سلیم شکوه مکن
که هرچه می کنی آن را قبول می آرد ۵
سند به دعوی ملک نزول می آرد ۱
نصیب نیست مرا از شکفتگی که جهان
چو غنچه ام ز گلستان ملول می آرد ۲
ز باغبان چو کسی شاخ سنبلی طلبد
به صد عزیزی موی رسول می آرد ۳
ز دست مطرب مجلس چو دف کنم فریاد
برای نغمه ای از بس اصول می آرد! ۴
ز کارسازی همت سلیم شکوه مکن
که هرچه می کنی آن را قبول می آرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۶ - سودی به ره عشق ز تدبیر نباشد
گوهر بعدی:شماره ۳۵۸ - طالع من شد ضعیف از بس غم افلاک خورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.