هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از عشق و شوق به معشوق خود سخن میگوید و نگران است که احساساتش به دست او نرسد. او از ترس از دست دادن بهار عشق خود و آسیبهای زمانه میترسد و امیدوار است که غم و اندوه به او نرسد. همچنین، او از بیقراری و انتظار برای وصال معشوق مینویسد و نگران فراموشی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ترس از فراموشی و غمهای عاشقانه ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامفهوم باشد.
شماره ۳۶۹ - می دو ساله به لب های یار من نرسد
می دو ساله به لب های یار من نرسد
گل پیاده به گرد سوار من نرسد ۱
چها نوشته ام از بیخودی به نامه ی شوق
خدا کند که به دست نگار من نرسد! ۲
دلم همیشه ازان همچو بید می لرزد
که چشم زخم خزان بر بهار من نرسد ۳
ز شوق وصل تو خمیازه در دهان دارم
چو گل، شراب به داد خمار من نرسد ۴
مگر به شیشه ی ساعت کنند بعد از مرگ
که دست صرصر غم بر غبار من نرسد ۵
حدیث شوق به مکتوب، تا به چند سلیم
نویسم و به فراموشکار من نرسد ۶
گل پیاده به گرد سوار من نرسد ۱
چها نوشته ام از بیخودی به نامه ی شوق
خدا کند که به دست نگار من نرسد! ۲
دلم همیشه ازان همچو بید می لرزد
که چشم زخم خزان بر بهار من نرسد ۳
ز شوق وصل تو خمیازه در دهان دارم
چو گل، شراب به داد خمار من نرسد ۴
مگر به شیشه ی ساعت کنند بعد از مرگ
که دست صرصر غم بر غبار من نرسد ۵
حدیث شوق به مکتوب، تا به چند سلیم
نویسم و به فراموشکار من نرسد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۸ - ماه چون روی او نمی باشد
گوهر بعدی:شماره ۳۷۰ - ای نهاده حسن را برطاق از ابروی بلند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.