هوش مصنوعی:
این متن به موضوعات عشق، رنجهای عاشقانه، و تفاوتهای بین عاشقان و زاهدان میپردازد. در آن از بیقراری عاشقان، ناتوانی بیدلان در رسیدن به معشوق، و تضاد بین ظاهر و باطن زاهدان و رندان سخن گفته شده است. همچنین، اشارهای به عزت عشقبازان در برابر خودکامی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات به رنج و تضادهای درونی وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۳۸۱ - بی قراران گر ز کوی او برون گامی نهند
بی قراران گر ز کوی او برون گامی نهند
پیش پای خویشتن از نقش پا دامی نهند ۱
بیدلان را طاقت بوسیدن معشوق نیست
می روند از خود اگر لب بر لب جامی نهند ۲
گلرخان صدبوسه می بخشند و آن را نام نیست
این قدر منت چرا بر ما ز دشنامی نهند ۳
زاهدان صافی دلم گویند و رندان دردنوش
چون غلامان هر کجا رفتم مرا نامی نهند ۴
عشقبازان را نشان افسر شاهی سلیم
آن قدر نبود که سر بر پای خودکامی نهند ۵
پیش پای خویشتن از نقش پا دامی نهند ۱
بیدلان را طاقت بوسیدن معشوق نیست
می روند از خود اگر لب بر لب جامی نهند ۲
گلرخان صدبوسه می بخشند و آن را نام نیست
این قدر منت چرا بر ما ز دشنامی نهند ۳
زاهدان صافی دلم گویند و رندان دردنوش
چون غلامان هر کجا رفتم مرا نامی نهند ۴
عشقبازان را نشان افسر شاهی سلیم
آن قدر نبود که سر بر پای خودکامی نهند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۰ - عشق دل ها را به آن زلف چو سنبل می دهد
گوهر بعدی:شماره ۳۸۲ - مطلب بجز آزار ز مطلوب نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.